درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٠ - حديث اول توحيد از اصول كافى
قوله عليه السلام: و على عن اتخاذ الابناء و تطهر و تقدس عن ملامسة النساء و عز و جل عن مجاورة الشركاء:
مبنى بر تنزيه ساحت كبريائى از نقص و قصور است كه براى رفع حاجت خود فرزندانى را ايجاد نمايد كه جانشين او باشند و هم چنين منزه است از حاجت و نياز بهمسر و از مجاورت و رفاقت و انس با همنشينان زيرا احتياج بفرزند و همسر و همنشين در اثر قصور وجود و محدوديت فكر و وحشت از انفراد در زندگى است و از لوازم محدوديت وجود عاريتى آنست و ساحت كبريائى جامع خيرات و فيوضات و بهجتها و سرور است و نيز سبب انس و سرور و سعادت مىباشد و همه موجودات امكانى آثار صفات كمال واجب اويند.
قوله عليه السلام: فليس له فيما خلق ضد و لا له فيما ملك ند و لم يشركه في ملكه احد:
از جمله نتايج و آثارى كه بر تنزه ساحت پروردگار مترتب مىشود بآنست كه هرگز مخلوق و آفريده او ضد و منافى و يا مانند كبريائى او نخواهد بود هم چنين مخلوق و آفريدهاى نمىتواند در خلقت و در فرمانروائى او دخالت نموده و با كبريائى او معارضه نمايد زيرا فعل و اثر هرگز منافى و معارض با خالق نخواهد بود
قوله عليه السلام: الواحد الاحد الصمد المبيد للأبد و الوارث للأمد
شرح وحدت و احديت كبريائى گذشت و اينكه ابديت ساحت او عين ازليت او است و امد او عين ابتداء و هميشه و بطور دايم ازل و ابد او يكسان است زيرا ساحت كبريائى بطور دائم ذات واحد و أحد بوده قبل از اينكه صحنه امكانى را بوجود آورد و اصل همه آنها و آفريدگار ما سواء و غايت و منتهى خلق و كمال بوده و وارث موجودات خواهد بود و ما سواء كبريائى فانى بالذات و باطل هستند.