درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩١ - حديث اول توحيد از اصول كافى
در باره دو صفت الواحد و الاحد گفته شده كه صفت واحد نظر بصفات واجب اسماء حسنى و الوهيت و رازقيت و خالقيت دارد و عبارت از حقيقت وجود مطلق و جامع اسماء حسنى است (هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ الموصوف بأنه مع كل شىء لا بمقارنة) يعنى جدا و كنار از هر موجودى است نه بطورى كه با آن رابطه نداشته باشد.
و صفت احديت عبارت از غيب الغيوب است از نظر اينكه موجود حق حقيقى كه معرى از خلق و مجرد از اعتبارات و اضافات و صفات است و اين مقام آنست كه لا رسم له و لا اسم له و لا نعت و لا صفة يعنى تنزيه و تجريد از صفات رعايت شده است و از اين مقام تعبير شده به الفرق الاحدى التنزيهى.
و بالاخره ذات ساحت كبريائى واحد و أحد است بوحدت حقيقى چه از نظر ذات كبريائى او كه غيب الغيوب است و يا از نظر مقام اسماء حسنى و صفات عليا كه سبب تركيب و يا كثرت ذات قدس نخواهد بود.
هم چنان كه در مورد نفوس بشرى نيز باعتبار نفس و روح مجرد و قطع نظر از علاقه تدبيرى كه نسبت باعضاء و جوارح خود دارد و نيز باعتبار علاقه تدبيرى كه همه مظاهر قدرت او هستند.
و بر هر دو تقدير نفس و روح بشرى مجرد و وحدت حقيقى دارد چه مجرد از علاقه تدبيرى باشد و يا از نظر تعلق تدبيرى وابسته ببدن باشد و ظهورى از كن ايجادى است و قوام آن بابديت و نامتناهى بودن آنست در باره قسمتى از خطبه شرح زيادترى لازم است.
قوله عليه السلام: احاط بالاشياء علما قبل كونها فلم يزدد يكونها علما علمه بها قبل ان يكونها كعلمه بعد تكوينها:
بيان آنست كه علم شهودى ساحت كبريائى از ازل و قبل از خلقت همانند علم