مى شكنم در شكن زلف يار - سروقامت، حسين - الصفحة ١٥٣
مردم سراسيمه از وحشت به حريم حرم پناه بردند و او گلدستهها را نيز به گلوله بست.
آنگاه وارد حرم شد و تا توانست از مردم كشت و قتل عام كرد.
آنروز خون شهيدانى ديگر با خون سيدالشهدا عليه السلام گره خورد و كربلا دوباره چشم به مظلوميت مظلومانى ديگر دوخت.
سپهبد حسين كامل حسن زد و امام حسين عليه السلام دفاعى نكرد. او مست و مغرور از اين پيروزى بزرگ نزد صدام حسين بار يافت و مدال عالى عراق را از آنِ خود ساخت.
چيزى نگذشت كه سه اتفاق، يكى پس از ديگرى، در عراق رخ داد كه پيش از آن هيچگاه سابقه نداشت.
اتفاق نخست: پنجشنبه ١٧/ ٥/ ١٣٧٤
حسين كامل حسن به همراه همسرش رغد، دختر صدام، صدام كامل حسن در كنار همسرش رعنا، دختر ديگر صدام، به اتفاق حدود سى نفر از خويشان و اقوام، به صورت دسته جمعى به اردن پناهنده شدند!
پناهندگى اعضاى عالى رتبه حزب بعث و نظاميان برجسته عراقى به بيگانگان چنان بعيد بود كه كسى تصورش را هم نمىكرد ... اين تازه اول ماجرا بود؛
در تاريخ ٢١/ ٥/ ١٣٧٤ خبرگزارى فرانسه اين سخنان را از قول حسين كامل حسن به همه جهان مخابره كرد:
«من از افسران ارتش عراق، افسران گارد جمهورى، افسران گارد ويژه و كاركنان عالى رتبه همه جامعه عراق مىخواهم كه خود را براى نقطه عطف مهمى آماده كنند كه از عراق كشورى نوين خواهد ساخت.
كشورى كه با جامعه بينالمللى و به ويژه اعراب ارتباط معقولى برقرار كند.»