مى شكنم در شكن زلف يار - سروقامت، حسين - الصفحة ١٤٤
نداريم!
و من مىخواهم با آنچه مىگويم فقط يك جو اراده بر خرمن اراده استوار شما بيفزايم. فقط يك جو!
اميدوارم بتوانم.
***
سر صحبت را با سؤالى باز كردم:
دكتر! چرا بعضى روزها اول صبح معده آدم اينقدر سنگين است؟
طرف تازه از خواب برخاسته، هنوز هيچ چيزى نخورده، اما احساس مىكند كاملًا سير است؟
فوق تخصص گوارش بود. حرفهاى جالبى گفت از حساسيت دستگاه گوارش ... از طب جديد تا طب سنتى.
«الكلام يجر الكلام»؛ دوستى مىگفت حرف مثل كلينكس است. يكى را كه بگويى، ديگرى هم پشت سر آن مىآيد!
- بعضى از عطارىها- همينها كه عرقيجات مىفروشند- عرقى دارند به نام شاه اسپرم كه فوق العاده اشتها آور است. اگر صبح به صبح نصف ليوان از اين عرق مقوى بخورى، ديگر احساس سنگينى معده نخواهى كرد ...
سر درددلش باز شد. كسى كه سالهاست طبابت و رياست دانشگاه را به هم آميخته، بايد خاطرات و تجربيات زيادى داشته باشد.
- آقا، خدا كند كار به برخى مرضها ختم شود. آدم بالاخره راهى براى مداواى آن مىيابد. اما امان از بعضى مريضها!
پوزخندى زد و سرى تكان داد و آهى كشيد.
چه چيزى را به ياد آورده بود؟
- سالها پيش در اصفهان بيمارى داشتم معتاد؛ از خانوادهاى خوب و