مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٥
بنظر شما آياتى كه اكثريت را غيرعاقل و فاسق مىدانند به اصطلاح علماى علم اصول فقه قضاياى حقيقيه هستند يا خارجيه؟
آيت الله سند: به نظرمن، اين قضايا، قضاياى حقيقيه هستند نه خارجيه، يعنى تنها اشاره به مردم عصر نزول آيات ندارند بلكه شاهد مردم در همه ازمان مىشوند و اين خود دليل جاودانگى شريعت است. اگر خارجيه شد، دين عصرى مىشود نه ابدى.
اما به نظر مىرسد قضاياى خارجيه باشند و بايد گفت صرف اكثريت بدون درنظر گرفتن هر چيز ديگرى حجيت دارد.
آيت الله سند: ميزان صرف اكثريت نيست. اگر اقليت با دلايل علمى و مستند بتواند ثابت كند كه خواست اكثريت صحيح نيست در اينجا، قول اقليت حجيت خواهد داشت.
اما اين حقانيت را چه كسى مى تواند تشخيص دهد، آيا در ميان علما و متخصصان اختلاف نظر وجود ندارد؟
آيت الله سند: هميشه اينطور نيست در برخى مسائل مىتوان يك اجماع علمى پيدا كرد. بهنظر ما اشكال ما در اينجا است كه از بسترهاى گفتگو و بحثهاى علمى فاصله گرفتهايم. در مناظرات واختلافات اجتماعى نشان دادهايمكه نمىخواهيم علم و كارشناسى را حاكم كنيم بلكه اميالشخصى را ملاك قرار دادهايم؛ يعنىقواى غضبيه و شهويه را حاكم ساختهايم. كارشناسان موضوعى ما نبايد دائماً به فكر اين باشند كه ثابتات دين را در جهت تطبيق با يافتههاى علوم جديد تغيير دهند بلكه بايد خود اقدام كنند و آن يافتهها و دستاوردهاى علمى را با ثابتات دين تطبيق دهند.