مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٨
رأى مخالف دارد، اين موضوعات را من نوشته و جواب دادهام.
يك وقت معناى مردمسالارى اين است كه مردم حكومت كنند، چون مردم خواستهاند.
اشكالى كه مخالفين مىكنند اين است كه مىگويند: مردم گاهى راه انحراف را بر مىگزينند مثل اين كه اين اواخر در روزنامه خواندم كه عده اى از حقوق همجنسبازها در ايتاليا حمايت كردهاند. پاپ نيز در نقد خواسته آنها گفته است كه هم جنسبازى، تعهد را از بين مىبرد در حالى كه ازدواج شرعى نوعى تعهد است و تبعات منفى ازدواجهاى غيرشرعى را به دنبال ندارد. رئيس همجنسبازان در واكنش به سخنان پاپ عليه او گفته بود: ايشان از واقعيت موجود در جامعه اطلاع ندارد و در عالم خيال خود سير مىكند. جامعهاى كه اين جورى فكر مىكند آن وقت ما بگوييم هر چه اين مردم خواستند، همان مقررات در جامعه حاكم شود و رسميت پيدا كند؟ اين تالى فاسد دارد.
ولى خيلى از دانشمندان كه مردمسالارى را مطرح مىكنند حساب شده مطرح مىكنند نه اينكه به وضع موجود نگاه كنند؛ دانشمندان واقعيت انسان را مطالعه مىكنند نه آنچه را كه امروز با آن درگير هستند.
جامعهاى كه درحال سقوط است نمىتواند ملاك مردمسالارى باشد. هيچ كس وضع موجود را نگفته كه ملاك باشد بلكه خود انسان طبق عقل و فطرت خود، خواستههايى دارد و انديشمندان روى اين قوانين مطالعه مىكنند و برنامههايى را ارائه مىدهند كه مطابق با عقل و فطرت انسان است. البته شرايط محيطى هم در نظر گرفته مىشود اما اين طور نيست كه به طور مطلق هر حركتى را كه گروهى در جامعه انجام داد آن را ملاك قرار داد، اينجا خلط مبحث شده است.