مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٨
پيغمبرش مىفرمايد: «تو براى مصلحت انديشى نزديك بود اندكى از پيشنهادهاى كفار را بپذيرى!» در بعضى از شأن نزولها آمده است: اين آيه درآنجا نازل شد كه بعضى از قبايل عرب به پيغمبر پيشنهاد كردند كه ما حاضريم با شما بيعت كنيم و در كنار شما با دشمنانتان بجنگيم و حمايت كنيم. بتها را كنار مىگذاريم و خداى يگانه را مىپرستيم، اما يك خواسته و تقاضا داريم و آن اين كه موافقت كنيد كه ما سجده نكنيم. روى خاك افتادن براى ما سخت است. نماز مىخوانيم امّا نه با سجده، اگر اين شرط را بپذيرى، همه حرفهاى تو را مىپذيريم و جان خويش را فداى شما مىكنيم. بر اساس اين روايت، شأن نزول آيه اين است، البته يقين ندارم و نمىدانم كه آيا كسى مىتواند ادعاى يقين كند در اين مسئله يا نه؟ بر حسب اين روايات، پيامبر خدا به ذهنش آمد كه پيشنهاد خوبى است، ما فعلًا يك كار را از اينها صرفنظر مىكنيم، دست كم با ما مىجنگند و از ما حمايت مىكنند. بعداً آيهاى كه نازل شود و دستور جديد داده شود، به آنها ابلاغ مىكنيم يا اين كه تا آخر با ايشان مىسازيم. به هر حال، در قلب مقدس پيامبر، آن هم براى مصلحت اسلام ميل و رغبتى به اين پيشنهاد پيدا شد، بىدرنگ آيه نازل شد «لَوْلا انْ ثَبَّتناكَ لقد كدت تركن اليهم شيئاً قليلا» (سوره اسراء، آيه ٧٢)؛ نزديك بود اندكى تمايل پيدا كنى! اگر چنين شده بود، «اذاً لأذقناك ضعف الحيات و ضعف الممات ثم لاتجدلك علينا نصيراً» (سوره اسراء، آيه ٧٥)؛ «هم در دنيا و هم در آخرت، دو برابر، تو را عذاب مىكرديم و هيچ ياورى در مقابل خدا پيدا نمىكردى. خدا با پيغمبرش اين گونه سخن مىگويد. آن هم با نوعى مصلحت انديشى در يك امرى كه به هر عاقلى بگويى مىگويد مصلحت بوده است، با توجه به ضعفى كه مسلمانان در آن زمان داشتهاند. مگر در حكومت دينى هر كسى در رأس حكومت قرار گرفت هر چه دلش خواست مىتواند حكم كند تا دينى بگويند: اين ديكتاتورى آخوندى است! اين با دموكراسى نمىسازد يا با آزادى خواهى سازگار نيست. حقوق افراد در آن پايمال مىشود! به هر حال بايد هم دموكراسى و هم دين را معنا كنيم. دين