مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩
آيا مفهوم بيعت به مردم سالارى نزديك است يا نه؟
آيت الله احمد مددى: قطعاً همين طور است، اما توضيحى عرض مىكنم: در بيعت سه نظريه و تفسير مطرح شده است:
١- بيعت مشروعيت زايى مىكند، كه اهل سنت بيشتر قايل به اين نكتهاند.
٢- بيعت مشروعيت آور نيست بلكه فعليتآور است يعنى باعث كارآمدى است. مىتوان اين تفسير را از عبارات پارهاى از انديشمندان معاصر شيعه فهميد.
٣- تأثير بيعت در خود مردم است، نه اينكه فعليت آور باشد.
به نظر مىرسد بيعت نه مشروعيت آور است و نه فعليت آور، بلكه تاثير آن در خود مردم است. اين نظريه احتمالًا به حقيقت دينى آن نزديكتر باشد؛ يعنى در همان لحظه كه پيامبر (ص) به رسالت مبعوث شدند، تمام معارف الهى و احكام و قوانين فردى و اجتماعى به قلب مبارك آن حضرت وحى شد، اداره جامعه با تمام لوازم اجرايى به عهده آن حضرت قرار داده شد و ولايت ايشان هيچ نقص و كمبودى نداشت. بلكه آيه مباركه «ما اتاكم الرسول فخذوه ...» كه تصريح در ولايت حضرتش است، گر چه بنابر قول مشهور در سال چهارم هجرى؛ يعنى ١٧ سال بعد از بعثت حضرت نازل شد، ولى اين تأخير بدين معنى نيست كه تا آن زمان حضرت ولايت نداشتند، بلكه اين هم مانند سير آياتى است كه حقايق وحى كه در شب مبعث به قلب حضرتش نازل شده را تدريجاً در طول ٢٣ سال بيان نموده است. پس بيعت مردم در حقيقت، براى خود آنان الزامآور است، و با اين بيعت، حاكم اسلامى، قيام به وظيفه خطير و سنگينِ پياده كردن احكام الهى در جامعه اسلامى مىنمايد.