مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٠
آيت الله معرفت: نخست پرسش دوم را جواب مىدهم، پيامبر (ص) بين مسائل وحيانى و جسمانى تفكيك كرده است مثلا درباره حج و صلوة مىفرمايد: «خذوامني مناسككم»، «صلٌوا كما رأيتموني» اما راجع به تدبير امور كشورى مىفرمايد: «اشير عليّ فانكم اعرف بدنياكم»؛ يعنى درست است الآن من رئيس دولتم اما آنچه را كه شما بىچون و چرا از من بپذيريد مسائل آسمانى است.
اما مسائلى كه مربوط مىشود به سياست و اداره امور اجتماعى مربوط به خود شما است شما بايد به من بگوييد من چكار كنم، نه اينكه پيامبر (ص) عقلش نمىرسيد، اگر مىخواست مىتوانست از خدا بخواهد كه چكار كند؟ اما بنا نيست چنين كارى بكند.
«انكم اعرف بدنياكم»، «اعرف» افعل التفضيل است؛ يعنى من از اين لحاظ يك فرد عادى هستم، بنا نيست در اين مسائل از وحى كمك بگيرم، پس بايد از شما كمك بگيرم. و شما در مسائل دنيوى از من عارفتر و آگاهتريد.
حضرت امير (ع) هم در جمع ياران و مردم مىفرمود: من در هيچ كارى بدون مشورت شما قطعيت به كارى نمىدهم.
پس مسائل سياسى و تدبير امور كشوردارى، جزو قلمرو مردمسالارى است. مثلا فرض كنيد براى امور كشاورزى بگوييم چه روايتى داريم بر اينكه سيب چگونه قرمز بشود، اين حرف مزخرفى است، زيرا كارشناسان هستند و مىدانند كه با آفات چگونه مبارزه كرد.
در امورى كه علوم تجربى درآن جا رأى نهايى را مىزنند نيز همين طور است. در اين موارد عقل تجربى حرف اول را مىزند و جايى براى عقل فطرىنيست.
در امور سياسى همين طور است هر كسى كه حاكم در يك نظام است بايد از