مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٧١
چه مىگويد نداشته باشيم بلكه ما دلمان اين طور مىخواهد، و اين در اسلام پذيرفتنى نيست.
از نظر دينى رهبر جامعه اسلامى بايد احكام اسلامى را بداند، كارهائى را كه به صلاح مردم است بخوبى بشناسد، علاوه بر اينها، عادل باشد و اهل خلاف هم نباشد. و يكسرى شرايط ديگرى كه در خود مباحث فقهى، راجع به ولايت امر، مورد بحث قرار گرفته است.
از اين رو اسلام نسبت به اين كه «ولى امر» چه كسى باشد، نظر داده است در اين صورت اگر شخص شايسته و صالح يك نفر بود، همان يك نفر برگزيده مىشود و اگر چند نفر، صالح و شايسته بودند، چند راه براى انتخاب رهبر وجود دارد يكى از راهها اين است كه مردم بيايند يكى را تعيين كنند، كه در نظام اسلامى ايران، اين راه عملى مىشود، مردم آن كس را كه صلاحيت ولى امرشدن را دارد، انتخاب مىكنند. اما اينطور نيست كه خودشان بيايند، انتخابات برگذار كنند و او را مستقيماً به زعامت سياسى برگزينند بلكه انتخاب رهبر را توسط مجلس خبرگان انجام مىدهند بدين صورت كه مردم افراد صالح و شناخته شده را به عنوان خبرگان رهبرى كه به تقوى و ديانتشان اعتماد دارند، انتخاب مىكنند و مجلس خبرگان نيز از ميان مجتهدين يكى را به عنوان ولى فقيه بر مىگزيند. از اين رو مردم رهبر را انتخاب مىكنند اما نه از روى هوى و هوس، دموكراسى به اين معنا كه هرچه مردم بر اثر هوى و هوس دلشان مىخواهد همان باشد، اين در اسلام ارزش ندارد.