مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٥
تركيب نامتجانس و غلطى است.
پس براى اين كه بفهميم كدام يك از تلقّىها را بپذيريم، ابتدا بايد دموكراسى را تعريف كنيم و ببينيم مخاطب ما دموكراسى را به چه معنايى حمل مىكند تا ما بگوييم با دين سازگار است يا نه؟ ما هم كه مىگوييم «دموكراسى دينى» و «مردم سالارى دينى» دين را به چه معنايى مدنظر داريم تا روشن شود كه با دموكراسى سازگارى دارد يا ندارد؟
اگر در اين بحث، بر اساس دين به معناى غالب در مغرب زمين، بحث كنيم و دموكراسى را هم به معناى مورد نظر آنان مدنظر قرار دهيم، اين دو با هم متباينند و اين تركيب، تركيب غلطى است. اگر دين بر اساس رابطه و سليقه باشد و به يك سلسله مفاهيمى كه علمى، عقلانى و قابل اثبات نيست اطلاق شود و دموكراسى هم به معناى روشى در حكومت باشد، تركيب «دموكراسى دينى»، تركيب نامتجانس است. همچنين اگر در دموكراسى، مفهومِ «عدم دخالت دين» نهفته شود و روشى دموكراتيك باشد كه دين در آن نقشى ندارد. تركيب «دموكراسى دينى» تركيب متناقضى خواهد بود.
در ناحيه مفهوم دموكراسى چى؟ بايد درباره مفهوم دموكراسى هم به توافق برسيم؟
آيت الله مصباح يزدى: بله بايد در معنا و مفهوم دموكراسى با هم توافق كنيم و بدانيم كه دموكراسى چيست. روش حكومت بايد چگونه باشد تا نام دموكراسى بر آن نهاده شود.
نتيجه اين بحث زمانى ظاهر مىشود كه اگر در جامعهاى ٩٨% مردم رأى دادند ما حاكميت دين را مىخواهيم و حكومت را بر اساس اين رأى پىريزى كردند و گفتند: هر قانونى كه ضد دين باشد باطل است و هيچ ارزشى ندارد و هر حاكمى كه بر ضدّدين عمل كند از اعتبار ساقط است و خود به خود منعزل مىشود و ...