مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٥٧
پس اين حقايق را ما از قرآن استفاده مىكنيم كه مى فرمايد: «كتب الله لا غلبنٌ انا ورسلي في حياة الدنيا» (سوره مجادله، آيه ٢١). «وان جندنا لهم الغالبون» (سورهصافات، آيه ١٧٣).
بحث اين است كه يكسرى ارزشها حاكم بر جامعه است و يكسرى ضد ارزشها، انبياء زحمتشان همين بود كه به انسانها بگويند طبقِ فطرتِ انسان، ارزشها چيست، و ضد ارزشها كدامند.
اينكه امروزه انسانها پذيرفتهاند چيزىهايى ارزشاند و چيزىهاى هم ضد ارزش، اين از زحمات انبيا است كه به كمك عقل آمدند و اين كارها را كردند. و در اين كار هم موفق بودند.
سيد قطب ذيل اين آيه شريفه: «انا لننصر رُسُلنا و الذين آمنوا في حياة الدينا» (سورهغافر، آيه ٥١). مىگويد: مىخواهيد بفهميد كه نصرت الهى نسبت به انبياء و اوليا چگونه است برو به كربلا و روز عاشورا را مشاهده كن كه اين همه مصيبت پشت سر نازل مىشد ولى امام حسين (ع) مىفرمود: حق، پيروز است، اگر به امامحسين (ع) اين نصرت نمىرسيد، امام حسين (ع) نمىتوانست اينطور حرف بزند و تثبيت بكند، بالاخره او پيروز شد و يزيد شكست خورد.
سيد قطب مى گويد: همه ما خيال مىكنيم امام حسين (ع) كشته شد و يزيد غالب شد در حالى كه حسين حقيقتاً پيروز شد.
چون انسانها حيات ومماتشان به زنده بودن و مرده بودن مبدأشان است، يزيد يك مبدء داشت كه ريشه اسلام را بزند و امام حسين (ع) هم يك مبدء داشت كه اسلام را تثبيت كند. تا انسانهاى آزاده به آرمانهايشان زندهاند، انبيا پيروز خواهند شد. اين انسانها، چون تحت تاثير تعاليم انبيا الهى به نور عقلشان گوش فرا دادند