مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥٧
مطرح است اين است كه نقش مردم فقط اين نيست كه پس از تشكيل حكومت به دنبال كار خود بروند. بلكه دولت بايد بر اساس خواست مردم تصميم بگيرد. و اگر تصادمى بين تشخيص فقيه و تشخيص مردم به وجود آمد در حوزه عرفيات، حرف مردم بر رأى فقيه مقدم خواهد بود. شما در اين خصوص چه نظرى داريد؟
آيت الله علامى: من اين نظريه را مىپذيرم؛ زيرا چنين نيست كه پس آنكه مردم فقيهى را انتخاب كردند كنار بروند؛ يعنى همه مردم همانطور كه ابتدا اين فقيه را انتخاب كردند، مادامى كه فقيه هست حكم همين خواهد بود. هيچ گاه مردم كنار نخواهند رفت. البته فقيه نظرش را ابراز مىكند و خود را تابع نظر مردم نمىداند امّا اين مجتهد توسط مردم انتخاب شده و اينها تا آخر باقى خواهند ماند. پس چرا خداوند به پيامبر مىفرمايد: «و شاورهم فيالامر» پيامبر كه از فقيه بالاتر است.
اگر تناقضى بين نظر مردم، با فقيه به وجود آيد چگونه است؟
آيت الله علامى: دراينجا دو صورت به وجود مىآيد:
اگر در مسئلهاى از مسائل شرع باشد، حرف فقيه مقدم است ولى اگر امر عرفى باشد نمىتوان گفت هرچه فقيه مىگويد مقدم خواهد بود. مثلًا در مورد جنگ با فلان كشور بايد با مردم مشورت كند و به نظر آنان عمل كند. پيامبر اسلام در مسئله جنگ مشورت كرد و حتى فرمود: در امور دنيا نسبت به من آگاهتريد. در جنگ احد نظر مردم خلاف نظر پيامبر (ص) بود.