مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٥٥
ما در عالم سياست از انسانهاى موجود صحبت مىكنيم، انسانهايى كه ممكن است حاكم درستى هم انتخاب نكنند آيا تن دادن به رأى اين انسانها درست است يا خير؟ به هر حال ما نمىتوانيم از انسان فرضى حرف بزنيم.
آيت الله معرفت: بنده يك مبنايى دارم كه مردم بماهو مردم، اشتباه نمىكنند، اشتباهات بر مردم تحميل مىشود، اصلًا حديثى از پيامبراكرم (ص) است كه مىفرمايد: «لاتجتمع امتي علي خطاء»؛ يعنى امت من بر خطا تجمع نمىكنند. به نظر من اين يك حقيقت است و داراى واقعيت.
اين حديث را شما صحيح مىدانيد؟
آيت الله معرفت: اينجا يك مسئلهاى است كه انسانها به طور عموم به خير بيشتر مايلند تا به شرّ، انسان اگر مايل به شر شد اين بر اثر موانعى است كه بر سر راهش قرار گرفته است. والّا انسان بطبعه مايل به خير است.
فرض كنيد قوانين جعل شده ظالمانه است و او مجبور مىشود خلاف كند، انسان بطبعه نمىخواهد خلاف كند، چون انسان خليفةالله است خدا خير محض است، انسان را خليفه خود قرار داده، لذا انسان بطبعه مايل به خير است مگر اينكه موانعى جلوش بيايد، اگر انسان از اين مشوبات كه آنها را دزدان و چپاولگرهايى كه در طبعشان خلاف و خلافكارى است، درست كردهاند اگر اينها بر مردم چيره شدند مردم را وادار مىكنند به اين كه خلاف كنند والّا هيچ كس از مردم بطبعه نمىخواهد دزدى كند. كدام انسان است كه بالفطره دزد باشد. اگر در راه كسب معيشت حلال بتواند از راه راستى و دوستى گام بردارد هيچ گاه دروغ نمىگويد، اصلًا وقتى هم دروغ مىگويد پيش خودش ناراحت است.