مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٨
حتى در زمان حضور معصوم (ع) نيز ممكن است چنين باشد مثلا در زمان پيامبر (ص) آن حضرت مىفرمود: شما در امور مربوط به دنيا از من آگاهتريد. به همين دليل با آنها مشورت مى كرد و رأى آنها را مىپذيرفت. به نظر عدهاى اين كه پيامبر (ص) در جنگ احد شكست خورد به اين دليل بود كه خداوند مىخواست به او بفهماند كه تو هم علىرغم اين كه پيامبرى، شكست مى خورى .. چون امور دنيوى امورى تجربه پذيرند هم پيروز مىشويد و هم شكست مىخوريد. از اين رو امور دنيوى، امورى است كه مردم در آن عرصه صاحب اختيارند و معصوم نيز آنها را در اين عرصه محدود نكرده است آيا به نظر حضرت عالى مىتوان تفكيك عرفيات و شرعيات را به عنوان معيارى پذيرفت كه در اين تفكيك مردم تنها در عرصه عرفيات صاحب اختيار باشند. ثانيا چه مسائلى به حوزه عرفيات تعلق دارند و چه مسائلى به آن تعلق ندارند مثلا آيا شكل و ساختار حكومت را عرفى مى دانيد يا نه؟
آيت الله شريعتمدار: درعصر حضور، گرچه حكومت معصوم (ع) منصوص است ليكن به فعليت رسيدن اين حكومت بدون مردم امكان ندارد. پس از اين كه ولايت آنها را پذيرفتند، البته در امور دنيوى و عرفى صاحب اختيارند. البته مراد من از عرفيات همان موضوع شناسى احكام است كه مردم در تشخيص موضوع، ملاكاند. اگر تفكيك بين شرعيات و عرفيات به همين منظور باشد حرف شما به عنوان معيار درست است.
اما اينكه چه امورى جزو عرفيات اند و چه امورى نيستند مشخص است كه هر جا شارع آن را بر عهده مردم گذارده و خود سخن نگفته جزو عرفيات است. چون در برخى موارد شارع در عرفيات تصرف كرده و خود موضوع را جعل كرده