مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٣
دادن، شرط سنّى لازم است يا نه و مردم در چه سن و سالى حق دارند رأُى دهند؟ و آنگاه كه براى اولين بار مىخواهيد براى نوع حكومت همه پرسى (رفراندوم) كنيد، اين همه پرسى بايد طبق يك مقرراتى انجام گيرد، اكنون چه كسى بايد مقررات رفراندوم را تعيين كند؟ آيا بايد از خود مردم رأُى گرفت و بايد از آنان پرسد كه چه كسانى حق رأُى دارند؟ يك نوجوان دوازده ساله مىگويد: نظر من چنين و چنان است. آيا رأُى او حجت است؟ اگر بگوييد حجت نيست. سؤال مىشود چرا؟ مگر آنان جزو مردم نيستند؟!
آيا غير از سن، سواد هم معتبر است؟ آشنايى با موضوعى كه مىخواهد دربارهاش رأى بدهد لازم است يا لازم نيست؟ مىخواهد رأى دهد تا كسانى برگزيده شوند و قانون براى مملكت وضع كنند، جنگ و صلح و سرنوشت مملكت را تعيين كنند. امّا او رأى مىدهد به يك فهرست سى نفرى، كه نام يكى از آنها را هم نشنيده است. آيا اين رأّى مردم است؟
و از سويى اگر بخواهيم قانون و مقررات اوّلين انتخابات را هم از خود مردم بگيريم، تسلسل و دور لازم مىآيد؛ چون همان پرسشهاى پيشين بار ديگر به ذهن مىآيد.
شايد بدانيد كه تا چند سال پيش، در كشور سوئيس كه آن را نماد و الگوى پيشرفتهترين كشورهاى متمدّن دنيا مىدانند، در بعضى از كانتونها هنوز زنها حق رأى نداشتند، تا اين كه مردان رأى دادند كه از اين تاريخ، زنها هم حق رأى داشته باشند. پس جاى اين پرسش هست كه چه كسى تعيينكننده است كه چه كسى حق رأى دارد؟ و چه سنى و چه شرايطى در رأى دادن معتبر است؟
اينها از مشكلات تئورى دموكراسى است و اصلًا دموكراسى، اين اشكالات دور و تسلسل را در درون خود دارد، هيچ راه حلى هم ندارد. بالأخره قدرتى كه حاكم است هر طور دلش بخواهد انتخابات را انجام مىدهد. طبق مقرراتى كه خودش مىخواهد، شايد اكثريت مردم مخالف آن مقررات باشند. بنابراين، اگر در