مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٢
عقل داده، علم داده تا خودش تصميم بگيرند. به طور خلاطه مىتوان گفت در مسئله «مردم سالارى دينى» اولًا بحث مربوط به دين اسلام است. اسلام است كه جامع بين امور مادى و معنوى انسانها است. هم چنين اينگونه نيست كه دموكراسى، مردم سالارى براى انسانها هدف باشد. اينها وسيله هستند. مرحله اول اجراى عدالت است. مرحله بعد، اين است كه هر فردى خودش مجرى عدالت باشد مرحله بعد رسيدن به توحيد است. اساساً خود حكومت وسيله است، دنيا وسيله است، زندگىوسيله است، براى رسيدن انسان به كمال انسانى و توحيدى.
با توجه به مطالب فوق، مىتوانيم بگوييم درحكومت اسلامى، دموكراسى به معناى واقعى مىتواند تحقق يابد. مطابق دين عمل كردن هيچ منافاتى با دموكراسى به مفهوم واقعى ندارد. زيرا خواسته مردم مسلمان عمل كردن بر مطابق دين است. اگر چنين است كه دموكراسى يعنى عمل كردن مطابق نظر مردم، در مردم سالارى دينى همين دموكراسى به مفهوم واقعى وجود دارد؛ چون خود مردم اينطور مىخواهند كما اين كه در يك كشور و مردم كمونيستى، مردم همان طور مىخواهند. مردم بىدين خواستار عدم اجراى ديناند و مردم متدين خواستار اجراى دين. هر دوى اينها دموكراسى است پس بايد بر اساس مراعات معارف و اخلاق دينى ودخالت و مشاركت و نظارت مردم حكومت تشكيل گردد.