مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨٩
قدرت اكثريت باشد. منظور از شور، جستجو و كسب اطلاع براى روشن شدن يك واقعيت است هرچند نتيجه برخلاف رأى اكثريت باشد. حق شور براى مردم در چارچوب حقيقت گرايى و واقعيتگرايى پذيرفتنى است نه اميال شخصى و هواهاى نفسانى. بنابراين ما بايد نقش مردم را در همان چهارچوب خبرويت در موضوع و كاشفيت در تعيين مصداق مورد توجه قرار دهيم.
در اينجا بايد به مؤلفه ديگرى در مقابل نقش مردم اشاره كنيم و آن اين كه يكى از مسلمات مذهب اماميه، بحث حسن و قبح اشياء است. يك نظام عادل و بر حق، حسن است گرچه اكثريت به آن رأى ندهند حسن و قبح اشياء امرى ذاتى است و وابسته به پسند و خواست مردم نيست در حالى كه دموكراسى غربى حسن و قبح را واجد واقعيت نمىداند انديشه دموكراسى معتقد است هرچه مردم طلب كنند نيكو و حسن است.
برگرديم به نقش مردم در آن چهار محور گفته شده، نخست ببينيم آيا مردم در تشريعات نقشى دارند در اينجا اگر بحث مربوط به محمولات قضاياى شرعيه باشد مردم در آن نقشى ندارند محمولات را بايد از خداوند اخذ نمود. اما اگر مراد از نقش مردم در تشريعات، در ناحيه موضوع منظور باشد در اينجا دو صورت يا دو احتمال وجود دارد صورت اول آن است كه خداوند خود موضوع را مشخص و معيّن نكرده است منظور اين است كه خداوند اعتبار قانونى خاص در معنا يا وجود موضوع نكرده است. در اين مورد لازم است كارشناسان نظر بدهند اما صورت دوم آن است كه خداوند موضوع را خود مشخص كرده است