مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٣
رفت شما آزاديد و مىتوانيد برويد و اگر خواستيد بمانيد، اين خصوصيتى است كه در جامعه عربى مرسوم بوده است.
الان هم در تمام قبايل موجود دنيا همين طور است، يعنى يكسرى تصميمات كلى است كه در ابتداى كار تعهدى مىطلبد در بعضى مواقع پيشآمدهاى خاصى ظهور مىكند كه در آنجا باز هم يك تعهدات خاص مىخواهد، اين ويژگى خاص نظامهاى خاص قبايلى است.
مىخواهم عرض كنم كه اگر در شخص پيامبر (ص) و دوازده امام (ع) عدالت را معتبر بدانيم، البته عدالت را مىشود تشخيص داد.
اما اگر علاوه بر آن، عصمت هم شرط باشد عصمت امر مخفى است. تشخيص آن براى مردم ممكن نيست تشخيص آن بواسطه نص است، مبناى ما شيعيان راجع به شخص پيامبر (ص) اين است كه تعييناش بايد از بالا باشد: «النّبي اولي بالمومنين من انفسهم» (سوره احزاب، آيه ٦).
و همين پيامبر (ص) به عنوان ولى امر مسلمين تعيين شده است برايش عصمت شرط است، حضرت على (ع) را هم بايد پيامبر (ص) نصب نمايد؛ چرا، چون در اميرالمؤمنين هم عصمت شرط است.
اما وقتى از اينها آمديم بيرون، فرمايش حضرت امير (ع) بكار مىآيد كه عصمت براى زعماى غير معصوم شرط نيست.
وقتى عصمت شرط باشد ديگر قيد و شرطى ندارد. وقتى خداوند فرمود پيامبر (ص) ولى امر شما است، ديگرما نبايد بگويم كه پيامبر (ص) علم دارد يا ندارد، معناى اين حرفها لغو است.
بحث ما اين است كه از محدوده زعماى معصومين (ع) كه بيرون آمديم، اين