مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣١
٥. طبق اين اصطلاح، جمع دموكراسى با دين، جمع ميان متضادين خواهد بود و لازمهاش تناقض است؛ زيرا از يك طرف دموكراسى مىگويد: نبايد دينى باشد، از طرف ديگر، شما در نظام جمهورى اسلامى مىگوييد: قيد دينى بايد داشته باشد. طبق اين منطق، اين كار به اصطلاح معروف، مثل «كوسه و ريش پهن» است. پس تركيب اين دو مقوله با هم، تركيب متناقض و پارادوكسيكال است.
براى قضاوت در ميان اين سه گرايش، چه بايد گفت؟ و از كجا بايد آغاز كرد تا داورى ما، داورى صحيح باشد؟
آيت الله مصباح يزدى: به نظر مىرسد راه درست اين است كه اين مفاهيم را به درستى تبيين كنيم و به تعريف قابل قبولى برسيم، آنگاه بگوييم اين تركيب صحيح است يا نه؟ خوب است يا بد؟ بهترين شكل حكومتى است يا نه؟ همان گونه كه پيشتر روشن شد، دموكراسى تعريفهاى گوناگون دارد ودر محافل سياسى هم به صورتهاى مختلف مطرح مىشود. صرفنظر از تحوّل تاريخى، كه اين مفهوم از زمان يونان باستان تا به حال پيدا كرده، اكنون نيز در محافل علمى و جاهايى كه نظريات مختلف فلسفه سياسى مطرح مىشود، مفهوم واحدى از دموكراسى ارائه نمىشود. كسانى با سليقههاى خاص مىگويند دموكراسى چنين است واين عناصر و مؤلفهها را دارد. اگر چنين باشد دموكراسى است و اگر نباشد، نيست. لذا توافق كاملى در تعريف دموكراسى وجود ندارد. بنابراين، ابتدا بايد دموكراسى و دين را تعريف كنيم تا وقتى مىگوييم «مردمسالارى دينى» يا «دموكراسى دينى» منظورمان از دموكراسى و دين روشن باشد. البته براى ما مشكل نيست كه اينها را تعريف كنيم ولى چون ما مىخواهيم با كسى كه با ما اختلاف نظر دارد، بحث كنيم و به اصطلاح ديالوگ داشته باشيم، شرط اينكه دو نفر بتوانند در مسئلهاى با هم بحث كنند و در فرجام به يك نتيجه قابل قبول يا عقل پسندى برسند آن است كه نسبت