مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨٣
با اين تعبير، شما دموكراسى را برخلاف برخى از فقها مختص عصر غيبت مىدانيد مستندات فقهى و اسلامى آن را بيشتر تبيين كنيد.
آيت الله گرامى: به اين آيه قرآن دقت فرماييد كه: «و ان احد من المشركين استجارك فاجره حتي يسمع كلام الله ثم ابلغه مأمنه» (سوره توبه، آيه ٥)؛ اگر مشركى آمد اشكالاتى داشت، شبهاتى داشت شما پناه دهيد، بعداً هم مأمور همرايش نماييد كه كسى اذيتش نكند و بايد او را سالم به جايگاه خودش برسانيد.
بايد به اقليت فرصت داد تا حرفهايش را بدرستى بيان كند. اين مراد من از آزادى بيان نسبت به اقليت است. من عقيدهام اين است كه اگر حقيقت ولايت فقيه اين طورى كه هست در فقه، نه اين طورى كه ما مىخواهيم، تحكيم كنيم، مردم به فطرت خودشان اين نظريه را مىپذيرند و هيچ كس مخالفت نمىكند و ما ديدهايم حتى جوانهايى كه جزءسازمانهاى مخالف جمهورى اسلامى بودند، قدرى با آنها صحبت شود متحول مىشوند.
چطورى امور شرعى و عرفى را از هم متمايز سازيم، چه امورى را مثل حكومت عرفى مىدانيد و چه امورى را شرعى مىدانيد؟
آيت الله گرامى: اين مسئله مشخص است و براى شخص فقيه اين اصلا سؤال نيست. معلوم است كه پيامبر (ص) اگر دستور مىدهد كه امروز جنگ برويد، اين بحث عرفى است، عرفى يعنى اينكه از كليات و چهار چوبه دين نيست و اين را مىگويند اطاعت در او امر شخصى ولايتى و حكومتى، اطيعواله