مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٩
فهميديم كه بايد از خدا اطاعت كرد، از پيامبر اطاعت كرد و از اولوالامرى كه ائمهاطهار (ع) هستند از آنها بايد اطاعت كرد. بعد روايت به صراحت مىگويد ائمه اطهار (ع) فقها را در جامعه نصب نمودهاند.
٢- سنت:
وامّا السنةفهي روايات كثيرة منها مقبولة عمربن حنظله، عن الصادق (ع) عن رجلين من اصحابنا بينهما منازغةٌ في دينٍ او ميراث ... يعنى دو نفر بودند كه در مورد دين و ميراث با هم نزاع داشتند فتحاكما الى السلطان والى القضاة.
يعنى اينها در خانه سلاطين و قضات رفتند. عمربنحنظله از امام سؤال مىكند:
ايحلُّ ذلك؟ آيا حلال است كه اين دو نفر نزد سلاطين و قضات بروند؟ امام (ع) مىفرمايد:
قال من تحاكم اليهم في حق او باطل فانّما تحاكم الي الطاغوت؛
يعنى اگر كسى در خانه اينها برود حكم آنها حكم طاغوت است.
قلت فكيف يصنعان؟
راوى پرسيد: اگر اينها صلاحيت فتوى ندارند و نمىتوان به آنان مراجعه كرد پس تكليف چيست؟
قال ينظران الى من كان منكم ممّن قد روى حديثنا.
يعنى اينها بايد به عالمى نظر كنند كه احاديث ما را روايت مىكند: ونظر في حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به، يعنى شما بايد با رضايت چنين شخصى را حاكم قرار دهيد، فانّي قد جعلتُهُ حاكما. امام با صراحت مىفرمايد: من چنين فقيهى را حاكم قرار دادم. فاذا حكم بحكمنا فلم يقبل منه فانّما استخفّ بحكم الله