مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٦
حاكميت انسان در طول حاكميت الهى قرار دارد و انسان لازم است حاكميت خود را با فرمانهاى خداوند تعديل نمايد.
اين كليت، باورى است كه هر مسلمانى بايد بپذيرد و همواره اراده خود را معطوف به اراده خداوند بنمايد. هر چند در اين دنيا يافت مى شود كسانى كه باور اسلامى ندارند و مسلمان نيستند و يا اگر به اسلام ايمان دارند ايمان به پوستهى آن دارند و به همين دليل حاكميت انسان را بريده از حاكميت خداوند مىدانند و در پى آزادى مطلق خود در عرصه زندگى مىباشند. اين همان دور نگه داشتن خداوند از ذهن و زندگى است كه انسان را فعال ما يشاء مى داند و خود را خارج از حاكميت الهى، حاكم مطلق بر سرنوشت خويش مىانگارد.
با اين همه، اينگونه تفكر در حوزه اسلامى كاربرد و نفوذى ندارد چرا كه ما مسلمانان علىرغم اينكه به آزادى و اراده آدمى ارج مىنهيم عقيده داريم كه آزادى انسان در ذيل اراده خداوند است و نمى تواند خارج از آن به سعادت دست يابد.
حضرتعالى به نكته مهمى اشاره كرديد به اين معنا كه برخلاف برخى كه ابتدا از حاكميت خداوند سخن مى گويند شما از حاكميت انسان صحبت كرديد و فرموديد كه زير بناى مردم سالارى دينى بهاء دادن به «حاكميت انسان در ذيل حاكميت خداوند است» بر اساس اين مبنا چگونه مردم سالارى دينى را تبيين مىكنيد؟
آيت الله شريعتمدار: برداشت شما درست است، بنده مردم سالارى دينى را با ابتناء بر همين اصل تبيين مىكنم غير از اين تبيين، احتمالا نمى شود اين تركيب