مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٢
به مفاهيم با هم توافق داشته باشند. اگر كسى اصطلاحى را به يك معنا به كار برد و طرف مقابل اين اصطلاح را در معناى ديگرى استخدام كرد، چنين بحثى هيچ گاه به نتيجه نخواهد رسد، مثَل معروفى است: «آن يكى شمشير را به سر مىزند و اين يكى سپر را به كمر گرفته است!» روشن است كه ربطى به هم ندارند. وقتى كسى دموكراسى را به مفهومى خاصى مىگيرد و ديگرى آن را به معنا و مفهوم ديگرى مدنظر دارد، نمىتوان انتظار داشت كه اين بحث به نتيجه معقولى برسد، چرا كه هر كسى حرف خودش را مىزند.
پس ناگزير بايد در مفاهيم توافق كنيم و بگوييم: دموكراسى به اين معنا، مورد توافق با معناى مورد توافقِ از دين، قابل جمع است يا نه؟
متقابلًا، دين را هم بايد معنا كنيم. بديهى است دين در عرف ما مفهومى دارد و در عرف فرهنگ غربى داراى مفهوم ديگرى است. طبعاً بايد روشن شود كه از كدام دين و با چه مفهومى بحث مىكنيم.
آيت الله مصباح يزدى: تلقّى غالب در مغرب زمين اين است كه دين يك برداشت شخصى، بر اساس سليقه يا تفكّر شخصى است و قابل نقض و ابرام و ردّ و اثبات نيست؛ يعنى يك مفهوم عقلانى نيست كه بشود آن را رد يا اثبات كرد. اگر بخواهيم بحث خود را فنىتر طرح كنيم، بايد بگوييم: در تلقّى غرب، دين يك امر نسبى است. همانگونه كه انسانها در انتخاب رنگها با هم تفاوت دارند و يكى رنگ سبز دوست دارد، ديگرى رنگ صورتى را و نمىتوان گفت: اين شخص درست مىگويد يا آن شخص، چون هر يك سليقه و پسند خاصى دارند و ... دين نيز همين گونه است؛ يعنى امرى شخصى، درونى، انتخابى و گزينشى است كه هر كسى هر طور دلش مىخواهد و خوشش مىآيد، انتخاب مىكند. ممكن است كسى صبح، دينى را انتخاب كند، عصر سليقهاش عوض شود و آن را رها كند، شب دوباره دينش را تغيير دهد؛ چنان كه سليقه انسانها در امور مختلف زندگى