مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٠
ب) مشاركت سياسى مردم در امور حكومتى در زمان حضور معصومين از طريق بيعت و شورا و نيز در عصر غيبت از طريق انتخاب فقيهى جامع الشرايط از ميان لجّنه فقها، تحقق مىيابد.
حضرت امير عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
١-
ويبدوا شيئاً قبل ان يختار و الا نفسم اماما عفيفاً ورعاً عارفاً بالقضاء و السنة يجمع امرهم و يحكم بينهم ما ياخذ للمظلوم من الظالم. (بحارالانوار، ج ٣١، ص ١٤)
كه حضرت در اين جمله، وظيفه مسلمين، انتخاب حاكم و تعيين حكومت را بر هر امرى مقدم داشته است.
٢- هذا امركم ليس لاحد فيه حق الا من امرتم و قد افترقنا بالامس على امر فان شئتم قعدت لكم و الا فلا اجد على احدٍ. (تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٤٥٦) مفاد اين فراز آن است كه اين امر (حكومت) از آن شماست و هيچكس را غير از شما در آن حقى نيست.
ج) اخذ به راى اكثريت و ابتناى دولت اسلامى بر آن از باب ترجيح راجح بر مرجوح يا از باب ترجيح روايت مشهور بر روايت شاذ و نادر يا از باب حجت بودن شياع، مشروعيت مى يابد. حركت امام حسين (ع) به كوفه با اعتماد بر اكثريت آن ديار بود كه براى آن حضرت نامه فرستاده بودند و از او دعوت به عمل آورده بودند.
با اين كه حضرت مى دانست كه اقليتى در كوفه وجود دارد كه مخالف آمدن حضرت به كوفه هستند علاوه بر اين پذيرش حكومت از سوى حضرت امير عليه السلام با اعتماد بر اكثريتى بود كه با او بيعت كرده بودند با اين كه مىدانست كه اقليتى در مدينه مخالف زمامدارى او هستند.