مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢٤
پس اين فرد مىتواند مشروعيت دينى داشته باشد؟
آيتالله موسوى تبريزى: چنانچه امام به حكومت اين فرد راضى باشد، مشروعيت خواهد داشت خواه آشكار رضايت خود را ابراز كند يا اين شخص به طريقى متوجه رضايت امام شود. البته تازمانى كه ظلم نكرده وخلاف شرعمرتكب نشده است؛ زيرا همزمان اين امكان براى امام وجود ندارد كه مديريت سياسى را عهدهدار گردد. البته مسائل مربوط به زمان حضور معصوم (ع) از بحث ما خارج است؛ چون محل مبتلاى ما نيست و كاربردى ندارد و آنان در زمان حضور خود مىدانند چه وظيفهاى دارند و عمل مىكنند و عملشان حجّت و الگو خواهد بود؛ يعنى ما هم در زمان وضع اجتماعى مشابه بايد مثل آنان عمل كنيم.
اما در زمان غيبت بايد ديد اصطلاح ولايت فقيه چگونه است. البته ولايت فقيه، اصطلاح جديدى نيست. قبلًا هم وجود داشته است منتهى حضرت امام آن را به صورتى گسترده و كاربردى بهكار گرفتند و نظام سياسى جمهورىاسلامى را مبتنى بر ولايتفقيه تأسيس نمودند. اما پيش از ايشان نيز فقهاى پيشين در اينباره بحث كرده و گفتهاند فقيه عادل بهطور يقين در امور حسبيه ولايت دارد. امروزه يكى از روشنترين مصداق امور حسبيه، اداره امور جامعه مسلمين است. همان طور كه خداوند راضى نمىشود مال يك يتيم از بين برود و ولايت آن را به فقيه عادل مىسپارد، اموال عمومى جامعه مسلمين و حيثيت اسلام و كشور اسلامى هم قطعاً از مال يك يتيم كم ارزشترنيست. بنابراين مهم ترين مصداق امور حسبيه مسئله اداره جامعه و امور مسلمين است كه به هرج و مرج كشيده نشود؛ زيرا در اين صورت حيثيت و استقلال مسلمين در معرض خطر قرار مىگيرد. پس همان طور كه در مال يتيم مىگفتيم حق تصرف به طور قدر متقين بر عهده فقيه عادل است.