مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٦
آيا به چنين حكومتى دموكراتيك گفته مىشود؟ در اينجا اگر ملاك «رأى مردم» است، چرا اين حكومت، حكومت دموكراتيك نباشد؟ فرض اين است كه ٩٨ درصد مردم به طور بىسابقه در دنيا رأى دادهاند و گفتهاند: ما مىخواهيم دين حكومت كند. و طبق قوانين قرآن زندگى كنيم، هرچه با قرآن مخالف باشد مردود است، بايد احكام اسلام را اجرا كرد. بايد دست دزد را بريد، زناكار را تازيانه زد، محارب را اعدام كرد يا دست و پايش را- به خلاف- بريد و ... آيا چنين حكومتى دموكراتيك است يا نه؟ بايد از آنان بخواهيم كه دموكراسى را تعريف كنند تا ببينيم اين تعريف در اينجا صدق مىكند يا نه؟ اگر ملاك و جوهره اين تعريف «رأى مردم» است، چرا اين حكومت را دموكراتيك نمىكند؟ البته طبق تعريفى كه اخيراً در فرهنگ آمريكايى و كمابيش در فرهنگ اروپايى مطرح شده، اگر صددرصد مردم هم به حكومت دينى رأُى بدهند، دموكراتيك نخواهد بود!
به عقيده آنها شرط اعتبار رأى مردم اين است كه برخاسته از دين، براساس دين و مشروط به دين نباشد. طبق اين تعريف، دين با دموكراسى تناقض دارد. اما اگر گفتيم: دموكراسى آن است كه متكى به آراء مردم باشد و آن هم انواعى دارد. در دنيا حكومتهايى به نام دموكراسى مطرح شدهاند در حالى كه فاشيستى بودهاند و حكومتهاى كمونيستى داشتهايم كه نام دموكراتيك داشتهاند. حكومت هيتلر به نام دموكراسى به وجود آمد! پس بايد معلوم باشد كه مراد شما از دموكراسى و حتى جمهورى چيست؟ برخى تصور مىكنند جمهورى؛ يعنى رأى مردم و اين يك مفهوم مشخص و روشنى است و هيچ جاى بحث ندارد، در حالى كه چنين نيست. وقتى اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى حاكم بود، جمهورىهايى كه در آنجا دخالت داشتند جمهورى بودند؛ مانند جمهورى تاجيكستان، ازبكستان، ارمنستان و ... اكنون نيز جمهورى هستند. حكومتى كه در ويتنام و در كامبوج تشكيل شد، جمهورى بود حكومتهايى كه به نام جمهورىهاى خلق تشكيل شدند، همه جمهورى بودند. پس جمهورى تعريف مشخصى ندارد. به حكومتى