مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦
«عدالتخواهى» هميشه دغدغه اصلى همه انسانها بوده و هست. «پروتاگوراس»- سوفسطايى بزرگ يونان با نقل يك اسطوره زيباى باستانى، اينگونه حكايت مىكند: خدايان پس از آفرينش انسان، خصلتهاى گوناگون را به همه انسانها ندادند، مثلًا دانش طب، يا نجوم و ... را به همه ندادند، بلكه به انسانهاى خاصى اين دانشها داده شد، اما «عدالتخواهى» را به تمامى انسانها دادند. علاوه بر عامّه مردم، انديشمندان و تمامى مصلحان اجتماعى، با تأكيد بر اين حقيقت متعالى انسانى، طرحها، ايدهها، روشها، و حتى حركتهاى اجتماعى فراوانى را در راستاى اين هدف انجام دادهاند.
از سوى ديگر، اديان الهى به عنوان پلى با غيب، هستى و حق مطلق، مهم ترين پشتوانه انسانها براى مبارزه با ستمگران به شمار مىآمدند. آرى، همه اديان الهى در مبارزه با ستمگرى مشترك بودهاند، اما ايده برپايى نظام سياسى در راه ايجاد عدالت اجتماعى، در تمامى آنها مشهود نيست. تنها دينى كه در پى اين سازوكار اجتماعى است، دين مقدس اسلام، به عنوان خاتم اديان الهى، مىباشد. حقيقت خاتميت در اسلام به همين معنى است. يعنى آنچه را كه بشر در تمامى زمينههاى كمال فردى و اجتماعى نياز دارد، و بايد از سرچشمه وحى گرفته شود، توسط پيامبر مكرم اسلام صلى الله عليه و آله بيان شده است.
بر اساس همين واقعيت، بود كه در اسلام، نظام سياسى مشخصى، براى اداره جامعه، پايهريزى كرده است. البته در راستاى اجراى اين طرح، از نخستين روزهاى پس از درگذشت رسول مكرم- صلى الله عليه و آله و سلم- هيچ مسئله اى همچون «حكومت» به چالش كشيده نشد. فكر مى كنم ابن خلدون گفته باشد: در