مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٣
فرض مىكنيم ساختارى به عنوان شكلى از حكومت ا سلامى به مردم معرفى مىشود و در ضمن نيز پذيرفتيم كه شكل حكومت ماهيت عرفى دارد حالا اگر مردم گفتند ما اين شكل حكومت را نمىخواهيم آيا اين نخواستن حجيت دارد؟
آيت الله سند: نمىتوان گفت به طور كلى شكل حكومت، امرى است عرفى. درتعيين شكل و رژيم حقوقى دولت دينى بحثى وجود دارد مبنى بر اين كه آيا خبرويت ملاك است يا اكثريت. بنظر مىرسد از جهت علمى خبرويت مقدم باشد و از جهت مصداقى اكثريت مردم.
در روايات اسلامى تنها از ويژگىهاى حاكم اسلامى در عصر غيبت سخن به ميان آمده است كه مثلًا بايد عادل و فقيه باشد. در باب شكل حكومت، سخنى به ميان نيامده است. حال كه در عصر غيبت فقيه به قدرت مىرسد خود مىتواند ساختارى بنا كند كه منطبق بر سليقه و تشخيص خود اوست نه اين كه مستند دينى داشته باشد.
آيت الله سند: نمىتوان گفت صرفاً مبتنى بر سليقه فقيه است بلكه مثلا جمهورى اسلامى ايران كه امام خمينى آن را ارايه داد از يك نوع هماهنگى ميان آيينهاى ثابت و كارشناسان روز حكايت مىكرد.