مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨٦
نايبان آنها ادامه مىيابد. اما در همين جا مردم نيز داراى نقش مىباشند. در واقع يك تعادلى بين اين دو مؤلفه وجود دارد كه اصل رهبريت از آن خداوند، رسول، ائمه و فقهاست و مؤلفه ديگر مردم هستند در حاكميت آنها نقش دارند. و بين اين دو مؤلفه تعارضى وجود ندارد.
حتى در ادبيات دينى شيعه مشاهده مى شود كه در احراز پيامبرى رسول خدا، نيز مردم داراى نقش مى باشند زيرا مردم بايد از طريق براهين عقلى به پيامبر يا معصوم (ع) معتقد شوند. درست است كه مردم امام يا پيامبر را تعيين نمىكنند اما در پذيرش پيامبرى يا امامت آنها بدون نقش هم نيستند. بحث معجزه براى همين است كه مردم بتوانند تشخيص دهند. البته در اينجا مردم كشف مىكنند كه آيا پيامبر يا امام واجد شرايط هستند تا آنها را بپذيرند، نه آن كه ولايت را به آنها اعطا كنند يا ولايت و صلاحيت آنها را احراز نمايند. دكتر عبدالرزاق سنهورى در كتاب «الحق فى مصادر فقه الاسلامى» توضيح مىدهد كه در قوانين وضعى امروزه دو مكتب وجود دارد: مكتب عقل گرا و مكتب فردگرا.
طرفداران مكتب عقل گرا معتقدند كه صلاحيت منتخَب بسته به نظر و رأى انتخاب كنندگان نيست چون عقل، ويژگى ها و شرايط فرد انتخاب شده يا شايسته تصدى پستهاى سياسى را مشخص كرده است. از اين رو انتخاب در منظر اين مكتب بيشتر به معنى كشف است. بهنظر من از بديهيات ادبيات دينى ماست كه مردم به اين معنا هم در پيامبرى رسول خدا نقش دارند و هم در امامت امام معصوم و هم در ولايت نايبان آنان مشاركت مىكنند.