مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٢
نكته اى كه از فرمايش شما قابل استنباط بود اين است كه حتى پيامبر (ص) در بخش امور شرعيه، خطوط قرمزى داشت كه نمىتوانست آنها را به رأى و نظر مردم واگذار نمايد. اما در عرصه عرفيات، مثل جنگ و تدبير مدينه به نظر و رأى مردم عمل مىكرد.
به نظر عدهاى، اسلام و دموكراسى در درون فقه سنتى ما راحت قابل جمع است زيرا فقه سنتى ما بيشتر به امور شخصيه مىپردازد و كارى به حوزه امور عمومى ندارد و اين را به عرف واگذار مىنمايد.
آيت الله گرامى: فقه سنتى ما اينطور نيست كه فقط به عبادات و امور شخصيه بپردازد كتاب هاى فقهى ما را ببيند كه در آن به مسائل: جهاد، دفاع، امر به معروف و نهى از منكر و ... پرداخته شده است.
درست است كه اين مسائل هم وجود دارد اما مراد ما از فقه سنتى، فقيه سنتى است كه علاقهاى به سريان احكام فقهى به عرصه عموم ندارد و به همان امور شخصيه بسنده مىكند.
آيت الله گرامى: دليل اين مسئله آن بود كه فقهاى ما از برپايى احكام اجتماعى و سياسى مأيوس بودند و شرايط اجتماعى هم براى حضور آنها در عرصه اجتماع آماده نبوده است. مثلا وقتى مرحوم كاشف العظاء به فتحعلى شاه اجازه سلطنت داد، بعضى از علما از باب قهر نجف اشرف را ترك كردند كه چرا كاشف العظاء اجازه سلطنت به فتحعلى شاه قاجار داده است كه از جمله جد آقايان صدر، نجف