مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٠
آيا مراد از مطلقه اين است كه هر چه ولى فقيه اراده بكند، همان است، كهدر اين صورت حكومت فردى است و بقيه معيارها و ملاكات بىاساسمىشود.
ولى اگر منظور از ولايت فقيه يعنى همان باشد كه قانون اساسى گفته است، بعد بايد توضيح داده شود كه چرا مطلقه به ولايت فقيه اضافه شده است، چون اين قيد در زمان حضرت امام خمينى نبوده و بعداً اضافه شدهاست.
هر كسى نظرى خاصى دارد كه اين اطلاق را براى چه چيزى گذاشته اند، اگر منظور اين باشد كه هر چه فقيه گفت، همان است؛ حكومت، حكومت فردى مىشود و با اراده و خواست مردم تناقض پيدا مىكند.
اگر كسى اين طورى توجيه كند كه همه كارها دست ولى فقيه است و ولىفقيه مىگويد: مجلس باشد و قوه مجريه باشد و ...، آنها هم كارهايشان را انجام دهند تا زمانى كه من چيزى نگفتم، اگر گفتم همه بايد كنار بروند، در اينصورت همان تناقضى كه بيان شد لازم مىآيد. لكن بايد منظور اين باشد كه رهبر با مشاوره متخصصين از طريق تشخيص اهم و مهم مىتواند در موارد حساس و بروز امور مهم تر از ظواهر قانون، از طريق قانون برتر يا بگويند فوق قانون مداخله نمايد.
آنچه به نام مردمسالارى در غرب رايج است يعنى حكومت مردم بر مردم يا تقديم خواست عمومى بر خواست دولت، با آنچه شما از مردمسالارى دينى اراده مىكنيد تفاوت دارد. از اين رو شما بايد تعريف ديگرى از اين تركيب ارائه كنيد.