مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٥٨
فطرتهايشان بيدار است. انسانها بر اساس اين تعاليمى كه از درون و بيرون سرش سرازير شده است راه را از چاه تميز مىدهند. از اين رو عقل و شرع به مدد هم در زندگى به انسان كمك مى كنند.
با اين توصيفات چرا قيد دينى را بر مردم سالارى مىپذيريد؟
آيت الله معرفت: زيرا كه دين در تمام اين مراحل رهنمودهاى دارد، اگر آن رهنمودها مدنظر شد آن وقت اين آزادى مىشود، آزادى دينى. مثلًا راجع به انتخاب رهبر، حضرت على (ع) مىفرمايند:
«انّ احقّ الناس بهذا الامر اقواهم عليه و اعلمهم بامرالله فيه»؛
يعنى اى مردم اگر بنا است انتخاب رهبر به وسيله شما انجام شود اين دو شرط را لحاظ كنيد.
امام براى خودش حرف نمىزند براى ابديت صحبت مىكند، يعنى براى امروز ما دارد صحبت مىكند. مخاطب امام على (ع) انساننيست بلكه جامعه اسلامى است؛ يعنى انسانهايى كه در جامعه اسلامى زندگى مىكنند بايد در انتخاب رهبر خود دو چيز را كليد لحاظ كنند:
١- قدرت سياسى؛ يعنى اول ببينيد اين شخصى كه انتخاب مىكنيد بينش سياسىاش قوى است يا نه؟
٢- بينش دينى؛ يعنى چون اين رهبر مىخواهد بر جامعه اسلامى حكومت كند، نرويد مثل آمريكا و بعضى جاها، در كابارهها و دست يك رقاص را بگيريد و بگوييد ما اين را انتخاب مىكنيم.
من مكرر گفتهام اگر جامعه يهودى بگويد كسى كه مىخواهد بر ما حكومت بكند، بايد به ويژگيهاى دين يهود آشنا باشد ما حق نداريم به چنين جامعه اى