مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٥٦
دليلش اين است كه اگر به همين انسانى كه دروغ مىگويد بگويى كافر؛ بدش مىآيد با اينكه عملش دروغگويى است، چون معلوم مىشود در فطرتش دارد رنج مىبرد. در فطرت، ظالم بيشتر از مظلوم رنج مى برد اين يك حقيقت است و حضرت اميرمؤمنان (ع) مىفرمايد:
«يوم المظلوم علي الظالم اشدٌ من اليوم الظالم علي المظلوم»، اصلًا دنيا بر ظالم فشار مىآورد و ظالم وقتى ظلم مىكند ناراحت است، مثلًا همين افرادى كه در فساد غوطهورند وقتى كنارشان بنشينى، آرزو مىكنند يك ساعت آدم متدين را در اختيار مىداشتند و مىگويند خوشا به حالش كه دارد به راحتى زندگى مىكند و من بدبخت در چه منجلابى دارم زندگى مىكنم. اين شخص قطعاً ناراحت است؛ چون فطرت مايل به خير و خوبى است. پس اگر انسانها به خودشان واگذار بشوند به آنچه خوب است متمايل مىشوند زيرا در فطرت آنها خوبى قرار دارد.
در بحث شما يك تناقض وجود دارد از يك سو معتقديد عقل جمعى اشتباه نمىكند و به آن حديث مشهور پيامبر (ص) استناد مىكنيد و از سوى ديگر معتقديد عقل در مسائل و مواردى نقصان دارد و شرع به مدد آن مىآيد. چگونه بين دو وجه به ظاهر، متناقض جمع مى كنيد؟
آيت الله معرفت: تناقضى وجود ندارد. شرعى كه به مدد انسان مىآيد اصولى دارد كه بر همه جوامع انسانى حاكم است. شما خيال نكنيد كه مثلا زرتشتىها از شرع بىخبرند، بودايىها از شرع بىخبرند، تعاليم مشترك همه جا هست.
همه اديان يك هدف دارند و آن اين است كه: «كُنْ خيٌراً» همه اديان به انسان مىگويد خوب باش، يعنى خوبىتان را نگهدار و مبادا منحرف بشوى.