مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٦
صلاحيتشان محرز است، مشخص شوند. البته شرايطش را قانون تعيين كرده است امّا آيا نبايد كسى اين قانون را در مورد كانديداها تطبيق كند؟ اگر كسى بگويد: من كانديداىخبرگان هستم و يكى از شرايط، مرتبهاى از فقاهت باشد، آيا نبايد مرجعى باشد كه آن را تشخيص دهد؟ هر طلبهاى مىتواند ادعا كند كه من مجتهد هستم، بايد مرجعى باشد كه بگويد آن شرايط بر اين فرد تطبيق مىكند يا نمىكند. اگر بگويند شما بنشينيد و تماشا كنيد، نظارتتان استطلاعى است، كفايت مىكند؟! بالأخره يك مقامى لازم است تا رسيدگى كند كه اين شرايط بر اين موارد صدق مىكند يا نه؟ وقتى شرايط در يك مجموعهاى احراز شد، مردم انتخاب مىكنند، آيا اين دموكراسى نيست؟ آيا اگر مردم بدون اين كه هيچ شناختى داشته باشند و بدون احراز شرايطى، رأى بدهند براى جامعه اصلح است؟ علاوه بر اين كه در اين سيستم تشاجر خيلى كمتر واقع مىشود، شايد هيچ تقلب واقع نشده باشد. ما چند دوره انتخاب خبرگان رهبرى داشتيم. مردم با علاقه دينى و وظيفه شرعىشان رأى مىدهند.
وقتى انتخابات بر اساس دين مردم باشد و مردم وظيفه شرعىشان بدانند كسى را كه اصلح است، انتخاب كنند، تقلب و فريب در كار نخواهد بود. من معتقدم از اين حدود هشتاد نفر خبرگان رهبرى براى نمايندگىشان ريالى خرج نكردهاند. مدرّسى است كه تدريس مىكند يا مسئله مىگويد، نه تشاجر و كشمكشى و نه زد و خوردى، اين افراد كه اهل فن هستند، فردى را كه بهترين تشخيص مىدهند، براى رهبرى انتخاب مىكنند، آيا اين دموكراتيك نيست؟
با تلقّى و تعريفى كه ما از دين و دموكراسى داريم، هيچ تضادى ميان دموكراسى و دين وجود ندارد. مردمسالارى دينى، يك مفهوم واقعى است، «دينى» هم قيد است براى مردمسالارى؛ همانطور كه ناطققيد است براى حيوان و مىگوييم «حيوان ناطق»، در اينجا هم مىگوييم «مردمسالارىدينى»، «دينى» فصل مميز آن است، در صورتى كه آن مفهوم را مفهوم عام جنسى تلقّى كنيم.