مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٤
دموكراسى «رأى مردم» فى الجمله در سرنوشتشان دخالت دارد، دموكراسى دينى و مردم سالارى دينى آن است كه رأى مردم در صورتى در سرنوشتشان دخالت دارد كه با حكم پروردگارشان مخالفتى نداشته باشد. حال كجا دخالت دارد و كجا دخالت ندارد؟ تعيين مصاديق نيازمند مقرراتى است كه آن را بايد قانون تعيين كند، اينكه قانونش را چگونه تعيين مىكند، مطلب ديگرى است.
با توجه به قانون اساسى جمهورى اسلامى، مردم در ساختار اين نظام داراى چه اختيارات و اقتداراتى هستند؟ تا كجا حق اظهار و اعمال حاكميت دارند و تاكجامحدود به قلمروهاى شرعى و قانونى مىگردند؟
آيت الله مصباح يزدى: مردم در نظام جمهورى اسلامى- تا آنجا كه ما مىدانيم- در هفت مورد مستقيماً حق اظهار نظر و دخالت در سرنوشت خود را دارند و البته به صورت غيرمستقيم، در موارد بسيارى دخالت مىكنند. اولين كارى كه مردم كردند اين بود كه تعيين نوع حكومت را به رأى گذاشتند كه «جمهورى اسلامى» آرى يا نه؟ آيا اين دخالت مردم در سرنوشت و مردم سالارى نيست؟ بعد از اينكه نوع حكومت معلوم شد، لازم بود كسانى تعيين شوند تا قانون اساسى را بنويسند آنان كه صلاحيت دارند قانون بنويسند، كيانند؟ و چه كسى بايد آنان را تعيين مىكرد؟ آيا وحى نازل شده بود كه خبرگان كيانند؟ يا شخص خاصى گفته بود چه كسانى بايد تعيين بشوند؟
در بسيارى از حكومتهاى دموكراسى، ابتدا رهبر خودش تعيين مىكند، ولى درجمهورى اسلامى، انتخاب آن را هم به رأى گذاشتند، آيا اين مردم سالارى نيست؟ قانون اساسى توسط خبرگان نوشته شد با اين كه هيچ احتياجى نبود دوباره مردم به قانون اساسى رأُى دهند، چون مردم رأى دادند كه هر چه خبرگان گفتند ما قبول داريم. در عين حال يك بار ديگر قانون اساسى را به رأى گذاشتند و مردم به قانون اساسى رأى دادند.