مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٠
٢. يك ويژگى و فصل مميزىاش «دينى بودنِ» آناست.
٣. نظريه ديگر اين است كه اصلًا اين، تركيب غلطى است و «دموكراسى» و «دينى»، دو مفهوم متباين هستند و ربطى به هم ندارند. دموكراسى يا مردمسالارى، شيوهاى است كه در حكومت كاربرد دارد و حوزه مصاديق آن «مسائل سياسى و حكومتى» است و دين هيچ ربطى به مسائل سياسى و اجتماعى ندارد؛ زيرا جايگاه دين، امور شخصى و رابطه انسان با خدا و اعتقاد او به آخرت و چيزهايى از اين قبيل است و ربطى به مسائل اجتماعى ندارد. پس تركيب، تركيب غلطى است و به قول ما طلبهها «ضمّ الحجر الى جنب الانسان» است.
٤. تلقّى ديگر آن است كه ميان اين دو مفهوم، تناقض است و با هم سازگار نيستند، نه اينكه دو مفهومِ متباين باشند و بدون ارتباط به يكديگر، به هم ضميمه شده باشند؛ زيرا دموكراسى ارزش مطلق براى آرا و افكار مردم قائل است. تفسيرى كه امروزه در كشورهاى قدرتمند از دموكراسى مطرح است، يك مفهوم سلبى نسبت به دين را در آن ادغام كردهاند؛ يعنى آراى مردمى كه متكى به دين نباشد، دموكراسى است. لذا اگر در كشورى انتخاباتى انجام شود و مردم با درصد بسيار بالا رأى بدهند كه دين بايد حاكم باشد، اين حكومت، دموكراتيك نيست؛ زيرا شرط اينكه حكومتى دموكراتيك باشد و بر اساس دموكراسى بنياد شود، اين است كه دين در آن جايى نداشته باشد! اين مفهومى است كه زورمندان عالم به تازگى آن را تأسيس و جعل كردهاند و بر اساس همين، بسيارى از انتخاباتى كه در دو دهه اخير در الجزاير يا كشورهاى ديگر انجام شد و حزب اسلامى در انتخابات پيروز شد، علىرغم صحّت انتخابات، گفتند: اين انتخابات دموكراتيك نبوده و باطل است! به جايش حكومتى كودتايى سر كار آوردند و نام دموكراتيك بر آن نهادند. در هر جاى ديگر هم اگر مردم به دين و حاكميت دين رأى بدهند دموكراتيك نيست. گويا در مفهوم جديدِ دموكراتيك، «ضد دينى» يا «عدم دخالت دين»، به قدر متيقّن، شرط است.