مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢١
آياتى همچون: «انما وليكم الله و رسوله ...» (سوره مائده، آيه ٥٥) و «النبي اولي بالمؤمنين ...» (سور احزاب، آيه ٦) و «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول ...» (سوره انفعال، آيه ٢٠) همه و همه در اين مقام هستند كه ولايت اجرا در اختيار پيامبر و ائمه عليهم السلام باشد.
آيا ما مىتوانيم جهت تبيين جايگاه مردم در حكومت دينى از واژههاى غربى استفاده كنيم؟
آيت الله مددى: استفاده از اين واژگان بايد تأمل برانگيز باشد، گرچه عمده كارهاى ما به صورت ترجمه بوده و فرهنگ ترجمه عامل مهم انتقال دانش به حساب مىآيد، اما بهرهگيرى از واژگانى مثل واژه مردم سالارى، دموكراسى يا جامعه مدنى كه بار معنايى خاصى دارند، بايد با حساسيت صورت گيرد.
مثلًا از جامعه مدنى تعابير مختلفى ارايه مىشود. به تعبيرى ممكن است جامعه مدنى به جامعه دينى هم اطلاق شود، در حالى كه در بعضى اصطلاحات اروپايى منظور از جامعه مدنى جامعهاى است كه دين در اداره آن نقشى ندارد. همين طور واژه مردم سالارى و غير از آن. بنظر من به جاى اين كه درتعريف اين واژهها به اقوال مختلف بپردازيم بايد خود اين واژهها را موشكافى كنيم. مردم سالارى نظامى است كه اساس و پايه را به مردم واگذار مىكند. و اين هم مراتب مختلفى دارد: گاه حق قانونگذارى به مردم داده مىشود، و گاه ساير مراحل اجراء، و حتى گاهى دادگاه هم از عامه مردم (و نه نماينده آنان) تشكيل مىشود، كه مىگويند سقراط را در چنين دادگاهى محاكمه كردند.