مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٨
١- كتاب: در اينجا به سه آيه استناد مىكنيم:
١- ١- «ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعضٍ لفسدت الارض» (سوره بقره، آيه ٢٥١).
«اذ من المعلوم انه لولا الحاكم المطاع ذوالنفوذ لزم فساد الارض فساداً كليّاً بضميمة انّه لاحق لغير الفقيه التّولّي زمان وجود الفقيه بالضروره و الاجماع».
منظور من اين است كه اگر يك حاكم مطاعى يا صاحب نفوذ نباشد فساد كلّى در ارض لازم خواهد آمد به ضميمه اين كه غير فقيه حق ندارد در زمان غيبت بالضروره و الاجماع در امر حكومت دخالتى داشته باشد. پس، از اين آيهشريفه فهميده مىشود كه حتماً بايد فقيهى وجود داشته باشد و افراد جامعه از او دستورات الهى را فراگيرند.
٢- ١- «انّي جاعل في الارض خليفه» (سوره بقره، آيه ٣٠) بضميمة انّ ظاهرها الخليفه دائماً».
اين آيه شريفه وجود خليفه را تا قيامت اثبات مىكند. بنابراين اين خليفههايى كه به عنوان شاه در جامعه پيدا مىشوند خليفه نيستند؛ زيرا اينها خلفاى در مدت معلومه هستند نه تا زمان قيامت. در زمان حضور امام، حكم مختص آن بزرگوار است و وقتى اما غايب است، فقيه متولى دستورات جامعه اسلامى است.
٣- ١- «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم. (سوره النساء، آيه ٦٢)
همه مفسران شيعه اتفاق دارند كه منظور از «اولى الامر» امامان معصوم هستند كه رهبرى جامعه اسلامى در تمام شؤن زندگى از طرف خداوند و پيامبر (ص) به آنها سپرده شده است و غيرآنها را شامل نمىشود. وقتى از آيه شريفه «بالصراحة»