مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٤
چگونه مردمسالارى با ولايت (اعم از شخص امام در امر معصوم و يا فقيه جامعالشرايط در عصر غيبت) قابل جمع مىباشد؟ رابطه آن دو چگونه است؟
آيت الله شريعتمدار: همچنان كه قبلا گفته شد نقش مردم در امر حكومت در عصر غيبت بيشتر از نقش مردم در عصر حضور است؛ چون عصر حضور ويژگىهايى دارد كه بخشى از اختيارات مردم را محدود مىكند مثلَا ما معتقديم كه معصومين عليه السلام با اسم و كنيه امامان ما هستند و ما نمى توانيم كسان ديگرى را به ولايت بپذيريم. يعنى خارج از اراده ما، عصمت معصومين، آنان را در تداوم رسالت به امامت مى رساند. چه آنان درحكومت باشند و چه نباشند امامند و مشروعيت قدرت به آنان تعلق دارد. اما درعصر غيبت ما با چنين وضعيتى روبه رو نيستيم. صرفاً توصيفاتى از حاكم اسلامى به ميان آمده كه ما در انتخاب آن بايد او را متصف به آن اوصاف بدانيم و بيابيم. از اين رو در عصر غيبت اساساَ روى آورى به فقيه وانتخاب او براى تصاحب قدرت هم متكى به مردم است. البته اين به معنى فقدان مشاركت مردم در عصر حضور نيست بلكه بدين مفهوم است كه عنصر عصمت و نص، اين مشاركت را در مراحلى محدود مىسازد و نه آن كه بالكل جلوى آن را ببندد. حتى در عصر غيبت نصب فقيه از سوى معصوم تنافى با مردم سالارى ندارد اين كه برخى مى گويند ولايت فقيه با مردم سالارى نمىسازد، ظاهراً حرف درستى نباشد چون در قرائت ما از نظريه نصب حتى انتخاب فقهيى جامعه الشرايط از ميان فقهاء، بدست مردم صورت مىگيرد. مردم حتى در مراحل بعدى يعنى چگونگى حكومت فقيه و حتى عزلش دخالت مىكنند. بهرحال چون جامعه اسلامى است و حكومت اسلامى هم ملاكاتى دارد مردم بايد آن ملاكات را در زمامدار اسلامى رعايت كنند. نقش مردم