مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٣
يعنى مردم حق دارند علىرغم اينكه جامعه اسلامى است حكومت دينى را نپذيرند ولو اينكه حاكم اسلامى معصوم باشد؟
آيت الله شريعتمدار: بله، ممكن است به هر نحو حاكميت سياسى خود را بر زمامدار اسلامى تحميل كنند اما فرض آن است كه چون مسلمانند و به دين خدا احترام مىگذارند چنين نمى كنند در واقع در عرصه نظر مىتوانند ولى عملا چنين نمىكنند.
در صورتى كه شما تركيب مردم سالارى دينى را بپذيرد آيا مردم سالارى در انديشه سياسى اسلام يك نهايت و كمال مطلوب به حكومت به حساب مى آيد يا بيشتر يك ابزار است؟
آيت الله شريعتمدار: در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه مردم سالارى دينى با اين مفهومى كه عرض كردم نهايت و كمال مطلوب است زيرا حكومت مهم ترين غايات ديندارى و امامت نهايت كمال انسانى است كه از نبوت كه روح كمال است برتر و بالاتر است. پس از آنكه حضرت ابراهيم عليه السلام به پيامبرى رسيد از خداوند خواست تا او را به مقام امامت برساند، خداوند هم پس از ابتلائات بسيارى او را به مقام امامت منصوب كرد: «و اذا ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فقال اني جاعلك للناس اماما» (سوره بقره، آيه ١٢٤) پس امامت نهايت غايات و نقطه اوج كمال انسان است و امامت همان حكومت است كه خداوند تبارك و تعالى آن را به برخى از بندگان خود مى بخشد، از اين رو چون امامت همان كمال مطلوب است مشاركت سياسى مومنان در سرنوشت جامعه خود بويژه در امور حكومتى نشانه كمال و رشد مردم است.