مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٢
باشد كه در دموكراسى غربى گفته مىشود و از آن به سكولاريسم تعبير مىشود، درست است؛ دين با اين تفسير توافقى ندارد، چون در اين نوع دموكراسى انسان همهكاره بر سرنوشت خويش است و حاكميتى در عرض يا بهجاى حاكميت خدا بنا نهادهاست. اما اگر حاكميت و اراده انسان در طول حاكميت خداوند قرار گيرد؛ يعنى در محدود احكام الهى باشد، دين نه تنها با اين نوع از دموكراسى مخالفتى ندارد بلكه با آن موافق و سازگار است. در عصر حضور، امام معصوم منصوب، عهدهدار امر ولايت است و در عصر غيبت، فقيه جامعالشرايط. البته با آن شرايطى كه قبلا عرض كرديم. يعنى آمدن و رفتن او بدست مردم باشد و شكل حكومتى كه فقيه عهده دار شرعى كردن آن است توسط مردم برگزيده مىشود.
در دموكراسى مشاركت مردم در سه مراحله تبلور مى يابد، زمانى كه كسى برگزيده مىشود (چگونگى بقدرت رسيدن) زمانى كه حكومت مىكند (چگونگى حكومت دارى) زمانى كه از قدرت كنار مىرود (چگونگى رفتن). آيا در نظريه مردم سالارى، دينى، شما هر سه مرحله را مىپذيريد؟
آيتالله شريعتمدار: نسبت به اينكه به هرحال در عصرغيبت فقيهى بايد در ميان باشد و بهنحوى در حكومت قرار گيرد، مردم دخالتى ندارند چون ايننظر شريعت اسلام است، اما چگونگى بهقدرت رسيدن آن جزء وظايف و اختياراتمردم است. در مرحله دوم هم فقيه با مردم يا با جمع مشاورين مشورتمىكند كه بايد به رأى آنها اعتماد و عمل كند در مرحله سوم هم حكومت دينى حق تحميل بر مردم را ندارد. مثل زمانى حضرت امير (ع) به دليل عدم اقبال مردم از خلافت كنار رفت، نه تنها آنها را مذمت نكرد بلكه با خلفاى راشدين همكارى كرد.