مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٥
آمده كليه امور مردم به خودشان واگذار شده است. تنها خداوند ذلت مردم را نمىخواهد.
گذشته از همه اينها، خداوند تشخيص و تعيين موضوع احكام خود را به مردم حواله كرده است، يعنى شناسايى موضوع و تشخيص اينكه اين موضوع چيست بر عهده مردم است، هر چه مردم به عنوان موضوعى خاص شناسايى كنند يا برگزينند، حكم خداوند بر همين موضوع بار مى شود. حتى تغيير حكم شرعى كه به تبع تغيير موضوع رخ مىدهد وابسته به نظر عرف در ناحيه موضوع است كه آيا به نظر عرف، موضوع همان موضوع سابق است يا عوض شده است به همين دليل است كه در سراسر فقه و اصول فقه، از آغاز تا پايان عرف نقش مهمى در تشخيص موضوعات ايفاء مىكند و مردم را در اين قلمرو صاحب اختيار قرار داده است.
«شياع» يكى از مستندات فقه است يعنى راى كثيرى از مردم به عنوان دليلى مثبت رسميت مىيابد و بهآن اعتماد مىشود و در مرحله بعد اگر همه مردم بر موضوعى اتفاق داشته باشند به عنوان اجماع به آن مشروعيت مىبخشد.
همه اين قرائن و نشانهها كه جملگى به انسان و مردم اهميت ويژهاى مىدهند بنيان مردم سالارى را مىسازد و به آن قوت مىبخشد با اين همه، خداوند به عنوان خالق انسان و حيات اين اختيار و اراده را رها نساخته و آن را در قلمرو حاكميت الهى خود محدود ساخته است. خداوند براى اين كه انسان اراده و اختيار خود را در راه صحيح مصروف كند پيامبران را فرستاد تا به او بيآموزد چگونه در راه درست گام بردارد در واقع انبياى الهى واسطه بين خدا و انساناند تا آن اراده و اختيار در قلمرو حاكميت خدا قرار گيرد به همين دليل است كه