مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢٦
مردم نياز دارد. منتهى در اينجا مىتوان از اثر رأى مردم پرسيد. آيا رأى مردم به ولايت فلان فقيه يعنى اينكه به اوحاكميت مىبخشد يا فراتر از آن، مشروعيت مىبخشد و بدون اين رأى اعمال ولايت جايز نيست؟ آيا اگر فقيهى با زور اعمال ولايت كرد، جايز است؟ به عقيده من جايز نيست ولو معتقد به نصب باشيم، اما چون بدون استقبال مردم، فقيه نمىتواند و جايز نيست اعمال ولايت كند؛ زيرا در اين صورت وهن اسلام مىشود. حكومت زور در شأن اسلام نيست. پس اعمال ولايت فقيه در اين صورت كه مردم او را نپذيرفتهاند جايز نيست.
در بعضى از روايات ارجاع مردم شرط شده است كه وقتى مردمبه آنها مراجعه كردند مىشوند قاضى تحكيم. نظر بنده در باب قضا اين است كه قاضى بايد فقيه مطلق بالقوه باشد و علاوه بر آن در باب قضا هم بالفعل كار استدلالى كرده باشد و الا جز در موقعيّت اضطرار، حكمش نافذ نيست. همين شرايط در باب قاضى تحكيم نيز به نظر من وجود دارد. قاضى تحكيم كسى است كه به او مراجعه مىكنند و وقتى به او مراجعه شد مىتواند قضاوت كند و حكمش نافذ مىگردد. در كلمات پيامبراكرم (ص) به اميرمؤمنان آمده است:
يا ابن أبي طالب لك و لاء أُمّتي فان ولّوك في عافيةٍ وأجمعوا عليك برضاء؛
اى فرزند ابى طالب تو بر امت من ولايت دارى اگر آنها تو را به راحتى (نه ديكتاتورى و زور) متولّى كردند و بر حكومت تو رضايت نمودند.
فقُم في امرهم؛ در اين صورت در امر آنان اقدام كن.
وان اختلفوا عليك فدعهم و ما هم فيه؛ و اگر در مورد تو اختلاف كردند آنها را رها كن.
اين روايت مىخواهد بگويد اى على (ع) تو بر مردم ولايت دارى بهطور مطلق، اما اعمال اين ولايت فقط مربوط به درخواست و استقبال مردم است.