مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٨
٢- يك نوع ديگر از مردم سالارى مىتوان تصور نمود كه قانون و نظام و حاكميتدر آن، درون يك ايدئولوژى قرار مىگيرد. به عنوان نمونه كمونيستها رأى، انتخابات و قانون را در چارچوب حزب كمونيست به رسميت مىشناسند. مردم مىتوانند به كانديداى معرفى شده از سوى حزب رأى دهند و طبق ضوابط خاصى حاكميت مىيابند. همچنين در كشورهايى كه احزاب در آنها حاكم است و حكومت به طور حزبى عمل مىكند، مردم سالارى در چارچوب يك ايدئولوژى خاص قرار مىگيرد.
٣- نوع سوم از مردم سالارى به گونهاى است كه بر اساس يك جهانبينى خاص كه ما از آن به دين تعبير مىكنيم، به وجود مىآيد. در اين نوع، مردم بر اساس دين، حكومت تشكيل داده و به وضع قانون مىپردازند.
بنابر مطالب فوق در پاسخ به چيستى «مردم سالارى» مىتوان گفت كه دموكراسى دو نوع است:
١- دموكراسى مطلق: در اين دموكراسى مردم نمايندگان را انتخاب مىكنند و آنان به وضع قانون مىپردازند.
٢- دموكراسى محدود: اين دموكراسى در دايره ايدئولوژى و يا دين قرار مىگيرد و درون آن توسط آراء اكثريت مردم قانون وضع مىگردد.
از اينجا مىتوان مردم سالارى دينى را اينگونه تعريف كرد:
در مردم سالارى دينى، مردم در محدوده دين، به طور مستقيم يا غيرمستقيم اقدام به تشكيل حكومت و وضع قانون مىنمايند و از اين طريق در سرنوشت خويش مشاركت دارند.