عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٢٢٨
آورند، و از مقدار ضرورت در مساجد و معابد فراتر نروند، و به جاى مساجد غير ضرورى و تشريفاتى و اختلافبرانگيز مدرسه بسازند، بيمارستان بسازند، براى خانوادههاى مستضعف و بىسرپرست كار و مسكن تهيه كنند، و سرانجام براى تربيت مادى و معنوى فرزندان جامعه سرمايهگذارى كنند، و انسان نمازگزار و مؤمن و قلب خداشناس تربيت كنند.
ممكن است برخى سادهانديشان دور از فرهنگ و جاهل به نسل و زمان معاصر و بيگانه از واقعيتهاى ملموس زندگى، بپندارند كه مساجد مجلل و منارههاى سر بفلك كشيده و زرنگار و ... ترويج دين و شعائر اسلامى است؟. اين پندار پوك، بيانگر بيخبرى از مسائل حيات بشرى و نيازها و گرايشها و گزينشهاى انسان امروز بويژه نسل جوان است. نيز حاكى از نادانى و جهل به شيوهها و روشهاى درست نشر و گسترش مبانى دين است. نيز حاكى از بىاطلاعى از بريدگيها و سرخوردگيهاى بحق نسلهاى سرگران و بىآينده است. بويژه نسلهاى درسخوانده و آگاه.[١]
امروز هرمكتب يا مذهبى كه به مشكلات انسان پاسخى اصولى و درست داد و راه حلهايى اصولى و ريشهاى ارائه كرد، در جامعه و انديشه نسلها- بويژه جوانان- نفوذ مىكند و پذيرفته مىشود، گرچه تشكيلات و سازمانهايى ساده و بىآرايش داشته باشد، و هرمرام و مذهبى كه از حل مشكلات بشرى- در تئورى و عمل- عاجز ماند، و حرف حساب و طرح و برنامهاى نداشت، و پاسخگوى نيازهاى اصلى انسان و اجتماعات انسانى نبود كنار زده مىشود، گرچه از سازمانها و مؤسسات مجلل
[١] - در جامعهاى كه مدرسه نداريم و نوباوگان ما در مدارسى سه شيفته و چهار شيفته درس مىخوانند، خوابگاه براى دانشجويان به اندازه لازم وجود ندارد، بيمارستان و درمانگاه به اندازه كافى نيست، در بسيارى از مناطق راههاى لازم روستايى وجود ندارد، كار براى همه نيروهاى واجد شرايط نيست و بالاتر از همه، زندگى تودههاى مردم دچار كمبود و نبود ضرورىترين مسائل و كالاها و مواد زندگى است، و فقر و فحشاء و اعتياد كه لازم و ملزوم يكديگرند در قشرهايى بيداد مىكند؛ با اين شرايط و اين چگونگيهاى مرگبار، كسانى مساجد مجلل بسازند و گلدستهها و گنبدها بر بام سراى آنها افراشته دارند؟ اين چگونه ترويج دين خدا است؟! و در نظر انسانهاى شريفى كه دست بگريبان مشكلات و نابسامانيها و كمبود داريهاى طاقتفرسا هستند اين دين چگونه ممكن است ناجى انسانها جلوه كند؟ و جاذبهاى در دلها پديد آورد؟!