عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٢١٠
و اين، حدّ بسيار متعالى تكامل اخلاق اجتماعى و تربيت آدمى است، كه از محدوده خواستهاى شخصى و بستگيهاى مادى بگذرد. و روابط به چنين تعادل و توازنى برسد، و محبت و دوستى معيار در روابط اجتماعى گردد، و اين روش ارزشمند در سطح اجتماع گسترش يابد.
در رستاخيز ظهور، انسان در اوج تربيت خويش به پايگاهى مىرسد كه تصور آن در دنياى كنونى دشوار است. در بحران تضادها و كشمكشهاى مادى حاكم بر اجتماعات بشرى، تصور اجتماعى كه مردم آن در روابط اجتماعى، در دادوستدها، كارخانهها، مزارع براى سود كار نكنند، و معيار پيوندهاى گروهى و جمعى را مبتنى بر اصل سود دهى و سودآورى ندانند، بلكه همه باهم دوست و برادر باشند، و براساس برادرى و دوستى انسانى به همكارى و مبادله و تلاش بپردازند، آسان به نظر نمىرسد. ليكن استعداد فوق العاده انسان در تربيتپذيرى و وجود نمونههاى بسيار والا و كاملى از اين دست انسانها در همه اجتماعات، موضوع را آسان و ممكن مىسازد، بويژه با توجه به عمق و اصالت شيوههاى الهى و انسان شناسانه امام مهدى «ع»، و ژرفايى نفوذ سخن و كلام آن رهبر وارسته و خدايى. با بررسى اين جوانب گوناگون، روشن مىشود كه امكان دارد از همين انسانها، چنان افرادى شايسته ساخت، و روابط اجتماعى را بر چنان معيارهايى والا بنا نهاد، و بخشهاى عظيمى از مشكلات جامعه انسانى را از راه تربيت درست حلّ كرد.
انسانها اكنون نيز چنين زمينهها و استعدادهاى تربيتى دارند، ليكن موانع بزرگى نيز بر سر راهشان نهاده شده است. مانع راه تربيت درست انسان حكومتها و مراكز سلطه و قدرت در اجتماعات هستند[١]. سه اهرم ويرانگر يعنى زر به دستان و زورمندان و تزويرگران نمىگذارند كه رقابتها، تضادها، كشمكشها از ميان برود، و انسان به انسان نزديك شود، مساوى زندگى كند، رقابتها سالم گردد، تعهد و تكليف گرامى باشد، مهرورزى و دوستى فراگير شود، كينهتوزى و دشمنى رنگ ببازد.
[١] - بايد نبودن چنان مربّيان انسانسازى را كه امام مهدى« ع»، تربيت مىكند نيز جزء موانع به شمار آورد.