عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٤٩
از ابعاد مهم و زيربنايى دادگرى، در حكومت امام مهدى «ع»، اجراى موازين عدالت دقيق درباره طبقه حاكم و كارگزاران دولت است. روشن است كه قوانين عدل و موازين دادگرى بايد به دست مجريان و كارگزاران حكومتى اجرا شود و تحقق پذيرد، و عطش واقعى انسانها را به عدالت در واقعيت و عينيت خارجى برطرف كند. كارگزاران حكومت و مجريان امور، همواره و در طول تجربه تلخ تاريخ، خود از دشواريهاى بزرگ ساختن جامعه انسانى بودهاند و خواهند بود، زيرا كه مديران جامعه و مجريان امور انسانهايى از متن جامعهاند، و ساختارى فكرى و فرهنگى دارند، و همسان همه مردم به اقدام و عمل دست مىزنند، حال چگونه مىتوان اجتماعى را پس از ايجاد انقلاب و دگرگونى در كل نظام آن، به دست گروه و بخشى از مردم همان جامعه سپرد، و اميد داشت كه اصول انقلابى عملى گردد، و معيارهاى پيشين بكلى كنار زده شود؟ اين مشكل در دوران ظهور چگونه حل خواهد شد؟
خطر ديگرى نيز كارگزاران و مديران جامعه و نظام نوبنياد و انقلابى را تهديد مىكند. و آن اين است كه انقلاب همواره در معرض اين خطر قرار دارد، كه به «نظام» تبديل شود. و آنان كه در آغاز- به عنوان يك مسؤوليت و وظيفه انقلابى- پستى را پذيرفتند و با ايثار و فداكارى به اجراى كارى تن دادند، بتدريج به عنوان پست و شغل و مقام به كار خويش بنگرند، و كمكم در خط سلطهطلبى و برترىجويى و منافعخواهى بيفتند. و اين مشكل ديگرى است كه همه انقلابها بدان دچارند. و منشأ آن، تحول تدريجى انقلاب به نظامگرايى، و انقلابيون به حكومتگران و حكومتگران به سلطهطلبان است. در اينجاست كه آرمان عدالت اجتماعى- كه در آغاز هرحركت و انقلاب هدف اصلى است- فراموش مىشود.
اين موضوع، در نظام و انقلاب بزرگ و الهى امام موعود «ع»، منتفى است، زيرا كه در گام نخست، كارگزاران حكومت حضرت مهدى «ع»، انسانهاى ساخته شده و تربيت يافتهاى هستند، كه ترس از خدا و پاىبندى به تعهد و تكليف با خون آنان عجين شده، و ايمان به خدا روحشان را در خود گداخته و از نو ساخته است. آنان در سير باطنى و روحى كه پيمودهاند، از قيد اميال و شهوات و گرايشها و كششهاى نفسانى آزاد