عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٢٩٦
نرسد مگر ناگهان.
در اينگونه تعاليم چه بسا اين اصل منظور بوده است كه اگر مسلمانان امر ظهور را خيلى دور تصور كنند، اميد و حالت انتظار و آمادگى را از دست مىدهند؛ و اين خود زمينه حاكميت يأس و بىتعهدى و بيخبرى را فراهم مىسازد، و جامعه را به نشيب گرايى مىكشاند.
امام على «ع»:
* ... لا تعاجلوا الامر قبل بلوغه فتندموا، و لا يطولنّ عليكم الامد فتقسوا قلوبكم.[١]
- ... در برپايى حكومت عدل و حق شتاب مكنيد، پيش از آنكه زمان (مناسب) آن فرارسد، كه پشيمان خواهيد شد. و زمان (آن) را دورودراز نپنداريد كه دلهايتان سخت (و نااميد) شود.
امام على بن ابيطالب «ع»، در اين سخن بر دو اصل تأكيد مىكند: نخست اينكه هر حادثه و پديدهاى، زمانى ويژه و مناسب دارد. و اين امر يعنى ظهور و فرج نيز كه بزرگترين پديده تاريخ جهان است، داراى زمان و شرايط ويژه خود است، و طلب آن پيش از زمان مناسب و ويژه، اشتباه است و مايه پشيمانى. دوّم اينكه با توجه به ضرورت وجود شرايط مناسب براى ظهور، نبايد زمان ظهور نيز بسيار دور تصور شود و گمان رود كه قرنها و قرنها به درازا خواهد كشيد تا اين حادثه در تاريخ زندگى انسان رخ دهد و موعود «ع» امّتها آشكار گردد. بنابراين هرجامعه و نسلى بينديشند كه آن تحول و انقلاب به جامعه و زمان و نسل او تعلق ندارد. نه، چنين نبايد تصور شود تا يأس و بدبينى بر جامعه حاكم گردد، و حسّ اميد و حالت انتظار و آمادگى و عنصر صبر از جامعه رخت
[١] -« بحار» ٥٢/ ١٢٣.