عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام پژوهشى در انقلاب جهانى مهدى( عج) - حكيمى، محمد - الصفحة ٣٠٣
- مفضّل (راوى معروف) مىگويد: سالى در حج، به هنگام طواف، خدمت امام جعفر صادق بودم. در اثناى طواف، امام نگاهى به من كرد و فرمود: چرا اينگونه اندوهگينى و برافروختهاى؟ گفتم: فدايت شوم، بنى عباس و حكومتشان را مىبينيم و اين مال و اين تسلّط و اين قدرت و جبروت را. اگر اينهمه در دست شما بود، ما هم با شما در آن سهيم بوديم. امام فرمود: اى مفضل! بدان، اگر حكومت در دست ما بود، جز سياست شب (عبادت، اقامه حدود و حقوق الهى و حراست مردم) و سياحت روز (سير كردن و رسيدگى به مشكلات مردم و ...) و خوردن خوراكهاى خشك و نامطبوع و پوشيدن جامههاى درشت، يعنى جز همان روش امير المؤمنين، چيزى در كار نبود، كه اگر جز اين عمل شود، پاداش آن، آتش دوزخ است.
در سخن امام صادق «ع»، فلسفه پذيرش چنين زندگى دشوار و ناگوارى، تبيين شده است، و آن مسئوليت بزرگ اداره جامعه و سامان بخشيدن به وضع زندگى انسانها است. دستيابى به چنين آرمانى بزرگ، فداكاريها و گذشتهاى فراوانى لازم دارد. و تحمل رنجها و دشواريهاى بزرگى را مىطلبد. امام مهربانى كه از پدر و مادر و برادر به انسان مهربانتر است، و پشت خميده انسان را در زير بار دشواريهاى زندگى اعصار و قرون ديده است، و با دردهاى آنسان بهتر از خود او آشنا است، و تاريخ رنجآور محرومان چون تابلوى روشن در برابر ديدگان او قرار دارد، و در احساس لطيف و الهى او همه اين دردها و رنجها منعكس است نمىتواند لحظهاى بياسايد و تن به راحتى و آسايش سپارد. حضرت امام ابو الحسن الرضا «ع»، در تعليمى والا و ارزنده، ويژگيهاى آن دوران و سيره شخصى امام مهدى «ع» را بروشنى ترسيم كرده است:
*- معمر بن خلّاد: ذكر القائم عند ابى الحسن الرضا «ع» فقال: انتم ارخى بالا منكم يومئذ. قالوا: و كيف؟ قال: لو قد خرج قائمنا «ع» لم يكن الّا العلق و العرق؛